140
«إِلَهِي هَذَا ذُلِّي ظَاهِرٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ هَذَا حَالِي لاَ يَخْفَى عَلَيْكَ مِنْكَ أَطْلُبُ الْوُصُولَ إِلَيْكَ وَ بِكَ أَسْتَدِلُّ عَلَيْكَ فَاهْدِنِي بِنُورِكَ إِلَيْكَ» .
«معبودا! اين ذُلّ و خوارى و تواضع من است كه آشكارا در برابر تو نمايان مىباشد و اين حال من است كه بر تو پوشيده نيست. از خود تو جوياى وصول به تو هستم و به وسيلۀ تو بر وجود تو استدلال مى كنم و از ناحيۀ تو، به خود تو راه مى برم.»
از اين فراز از دعا استفاده مىشود، رسيدن به مقام وصول و مشاهده و محبّت جز با ذُلّ و خاكسارى انسان در برابر خدا به دست نمىآيد. عارف هرچه به معبودش نزديكتر شود بيشتر اظهار عجز و ناتوانى مىكند؛ زيرا خود را در مقابل وجود و قدرت و علم مطلق هيچ مىانگارد.
امام حسين (ع) اين خاكسارى و تواضع را به رخ مىكشد؛ زيرا او در سرزمين مقدس عرفه در حال احرام با برهنه بودن سر و پوشيدن لباس احرام - كه بسان كفن است - و كندن لباسهاى عادى، منتهاى خضوع و تذلل را در برابر خدا ابراز داشته و در چنين حالتى از خداوند طلب وصول و شهود مىنمايد. اين درخواست نشان مىدهد كه احرازِ مقامِ وصولِ به حق (تعالى) جز به مدد توفيق و هدايت، ارشاد و اسعاد حق تعالى امكانپذير نمىباشد و صِرف كوشش و اكتساب و دامن همت به كمر زدن، رسا نيست؛ چون مسافت ميان انسان تا سر منزل وصول، بسيار دور و دراز است و آفات و پيش آمدهاى مُخل، فراوان و موانعى بس عظيم، سر راه وجود دارد كه در نورديدن اين راه با تمام آفات و موانعش جز به يارى عنايتِ ازلى ممكن نيست.
زان كه مخلص در خط--ر ب--اشد مدام
عبارت
«بِكَ أَسْتَدِلُّ عَلَيْكَ فَاهْدِنِي بِنُورِكَ إِلَيْكَ» ، مؤيدى است بر آنچه از كتاب «الانوار الساطعه» در توضيح فراز «إِلَهِي أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الآثَارِ» نقل كرديم. اين كلام نورانى، به اين نكته و حقيقت اشاره دارد كه بيرون از وجود حق، دليلى وجود ندارد كه بتوان از رهگذر آن به ذات مقدس حق راه بُرد. دليل وجود حق، از ديدگاه عارف، خود حق تعالى است؛ «يَا مَنْ دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِه» .
آف--تاب آم--د دلي--ل آفت---اب
گر دليلت بايد از وى رو متاب
«وَ أَقِمْنِي بِصِدْقِ الْعُبُودِيَّةِ بَيْنَ يَدَيْكَ إِلَهِي عَلِّمْنِي مِنْ عِلْمِكَ الْمَخْزُونِ وَ صُنِّي بِسِرِّكَ الْمَصُون» .
«به يارى صدق و خلوص بندگىام در برابر تو، مرا در حضورت پايدار گردان. اى خدا مرا از علم مخزون خود بياموز و در سراپردۀ خود محفوظ دار.»
عارف حق با طى راه دور و دراز و گذشتن از پيچ و خمهاى صعب و سهمگين به وصال معبود مىرسد ولى بايد توجه داشته باشد كه به مجرد وصول كار تمام نشده است. اكنون كه به مدد حضرت حق از ظلمات به سوى نور خارج شده است؛ ( اللهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ) ، او بايد از خداوند متعال بخواهد به او اجازۀ اقامت در اين مقام والا را بدهد و او را طرد ننمايد و او را زير پوشش نور الهى بگيرد؛ آن هم به گونهاىكه تاريكى غربت و خلأ انس به دنيا، در درون ذات و وجودش باقى نماند و تيرگىهاى جهل و نادانى، مجال و عرصهاى براى تركتازى خويش پيدا نكند؛