139مرحلۀ دوم، تجريدِ مقامِ «جمع» از دَرْكِ علم است كه مقام جمع از مرتبۀ علم منزّه مىشود و از آن پس، هيچ اثرى از علم در اين مرحله مشاهده نمىشود.
مرحلۀ سومِ تجريد، خلاص و رهايى از خودِ تجريد است كه در اين مرحله، نه تجريدى مشهود است و نه مجردى. اين مرحله را بايد رفيعترين مراحل تجريد برشمرد و همان مرحلهاى است كه سيدالشهدا (ع) با تعبير زير، آن را از خدا درخواست نمود، آنجا كه عرض كرد:
«مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْهَا وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الاعْتِمَادِ عَلَيْهَا» .
واقع مطلب اين است كه تكيه بر آثار و اشكالِ آن و اعتمادِ بر موجودات - منهاى اعتماد به حق - موجب نقصان و زمينهاى براى خسران و زيان است. به همين جهت، سيدالشهدا (ع) از خدا درخواست كرد كه اهتمام و عنايت و توجه او را از اعتماد بر آثار، تكيه و اتكال بر آنها فراتر بَرَد و التفات و اعتمادِ وى را از هر اثرى گسسته سازد و صرفاً به خود بپيوندد. چون خداست كه مىتواند اهتمام و اتكالها را والا سازد و انسان را بر توكل و اعتماد به خود تقويت كند.
6. مقام همت
همّت، يكى از احوالى است كه بايد آن را از لوازم عرفان برشمرد و علاوه بر آنكه داراى قدر و منزلتى والا در عرفان مىباشد، خود نيز داراى مراحل و درجاتى است. در تعريف همت مىتوان گفت كه همّت، عبارت است از انگيخته شدن عزم در جهت مقصود، بهگونهاى كه به ماسواى مقصود، التفاتى نشود.
همت، داراى مراحل و درجات متفاوتى است كه فروترين درجۀ آن، همت مريدانِ طالب است. در چنين مرحلهاى براى مريد، رغبت و علاقهاى به دنياى فانى و متاع و زخارف آن باقى نمىماند؛ بلكه توجه و التفاتش منحصراً به سراى باقى و آخرت و نعمتهاى آن معطوف مىشود و همين رغبت به دار بقا، او را بر سر نشاط مىآورد كه از آن پس به خاطر كسالت، گرفتار هيچگونه حالات ناخوش و يا به علت غفلت، به سستى دچار نمىشود.
همتِ والاتر از همت مذكور، همتى است كه صاحب آن، نفس خود را بر هيچ چيزى، جز مقصود و معبود، وابسته نسازد و حتى به نعيم آخرت نيز چشم ندوخته باشد. چنين فردى هيچگاه دچار ضعف و سستى نمىشود و اصولاً ارباب اهتمام، گرفتار ملال نمىشوند و در اشاره به همين همت اخير است كه خداوند متعال دربارۀ پيامبرش مىفرمايد: ( مَا زاغَ الْبَصَرُ وَ مَا طَغَى ) .
و چون ارتفاعِ از اعتماد بر آثار و فرا رفتن از اين پايگاه از طريق همت، جز به مدد الهى و توان آفرينى او امكان پذير نمىباشد، حضرت سيدالشهدا (ع) به دنبال اين درخواست، به خدا عرض مى كند: ( إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) ؛ «و محققاً تو بر هر چيزى قادر هستى.»
با چنين تعبيرى است كه روشن مىشود قدرت الهى، هر مقدورى را شامل مىشود؛ زيرا هر مقدور، عبارت از « شَيْء » است.
امام حسين (ع) پس از آنكه سير مراحل فوق و درك مقامات مذكور را از خدا درخواست مىكند، زبان به عجز و خاكسارى گشوده، مىفرمايد: