138اما امام حسين (ع) نمىخواست در اين پايگاه درنگ و در اين جايگاه اقامت اختيار كند، بلكه هدف او گذر از اين مرحله بوده است و اگر هم در چنين موضعى اقامت گزيد، از آن رو بود كه مى خواست فرمان خدا را در مطالعۀ آثار گردن نهد.
و چون توقف در آثار و رجوع به آنها، تشكيل دهندۀ هدف نبوده، بلكه داراى جنبۀ آلى و ابزارى بوده است؛ سيدالشهدا به خداوند متعال عرض مىكند:
«فَارْجِعْنِي إِلَيْكَ بِكِسْوَةِ الأَنْوَار. . .»
«خدايا! مرا به وسيلۀ پوششى از انوار به سوى خود بازگردان؛ آنگونه كه نفوس مطمئنه - در حالىكه شادمان و مورد رضايت هستند - در ميان بندگان راستين تو، به تو باز مىگردند.»
آنگاه آن حضرت، «كسوۀ انوار» ؛ يعنى جامۀ نورانى (نه غير آن) را از خدا درخواست مىكند و كسوۀ ديگرى را - كه مستلزم حظوظ نفسانى، از قبيل زخارِف متاع فانى و باقى است - از او مطالبه نمىنمايد.
سپس بر درخواست قبلى، يعنى
«. . . بِكِسْوَةِ الأَنْوَار» ، «هِدَايَةِ الاسْتِبْصَار» را مى افزايد و از خدا مىخواهد كه او را از هدايتى آميخته با بصيرت برخوردار سازد؛ زيرا كسى كه خداى متعال او را از بصيرت بهره مند و هدايتش نمايد، در درياى رضاى او غوطه مىخورد.
آنگاه حضرت مىخواهد كيفيت حال خود را به هنگام پشت سر نهادن آثار و رجوع به حق گزارش كند، لذا مىگويد:
«حَتَّى أَرْجِعَ إِلَيْكَ مِنْهَا كَمَا دَخَلْتُ إِلَيْكَ مِنْهَا مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْهَا وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الاعْتِمَادِ عَلَيْهَا (إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير) . . .» .
«خدايا! مرا با بصيرت به خود بازگردان تا بازگشتنم به تو از رهگذر آثار، بسان وارد شدن بر تو از طريق همين آثار باشد؛ به گونهاى كه سرّ و درونم از نظر و التفات به اين آثار مصون باشد و همّتم از اعتماد و اتكاى بر اين آثار فراتر رود؛ كه تو بر هر چيزى توانايى.»45
در اين فراز از دعا به مقام تجريد اشاره شده كه امام عارفان، از خدا صيانت و تجريد از مطامع دنيوى و اخروى را درخواست كرده است.
5. مقام تجريد و تجرد
تجرد؛ يعنى گسستن علايق و طرد موانع و عوائق و حفظ سِرّ و درون از راه مداومت بر خلوت و انس با حق و استيحاش از خلق و مداومت فكر و ملازمت ذكر.
تجريد كه مرز نهايات در حوزۀ احوال مى باشد، عبارت از منخلع شدن از شهود شواهد و آثار است كه يا از طريق معاينۀ حق صورت مىگيرد و يا از طريقى برتر كه بايد آن را «حضرت جمع و توحيد» دانست.
آنكه داراى چنين حالى باشد، حالش همانند حال كسى است كه فرمانِ ( فَاخْلَع نعلَيكَ اِنَّكَ بِالْوادِ المقدّسِ طُوي ) به او رسيد.
تجريد، داراى درجات و مراحلى است:
اوّلين مرحلۀ آن، تجريد ديدگانِ كشف از جامه سبب يقين و اكتساب آن مىباشد.