137نهفته است؛ به اين معنا كه خداوند با بندگانى كه به ربوبيت او پايبند باشند، عهد و پيمان بسته است كه آنها را به مقام «محبت» برساند و ساكن كوى محبت گرداند. چنين سالك واصلى، از اولياى الهى شده كه با خداى خويش به سوداگرى و معامله پرداخته و در عوض دل دادن، حبّ او را به دست آورده است. پس زيانكار كسى است كه پيمان شكنى كند، در نتيجه ضرر و خسران عمل خود را نيز مىبيند.
«إِلَهِي أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الآثَارِ، فَارْجِعْنِي إِلَيْكَ بِكِسْوَةِ الأَنْوَارِ، وَ هِدَايَةِ الاسْتِبْصَارِ، حَتَّى أَرْجِعَ إِلَيْكَ مِنْهَا كَمَا دَخَلْتُ إِلَيْكَ مِنْهَا مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْهَا وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الاعْتِمَادِ عَلَيْهَا، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» .
«اى خدا، فرمان دادى كه خلق براى شناسايىات به آثار رجوع كنند، اما مرا رجوع ده به تجلّيات انوار و به رهنمايى مشاهده و استبصار، تا بىتوجه به آثار، به شهود حضرتت نايل شوم كه چون به مقام معرفت وارد شوم، سرّ درونم توجه به آثار نكرده و همتم بلندتر از نظر به آنها باشد كه تنها تو بر هر چيز توانايى.»
برخى از محقّقان در توضيح اين فراز از دعا نوشتهاند:
«خداوندا! تو در آيات متعددى، به بندگانت دستور دادى به آثار قدرتت در آيات آفاقى و انفسى مراجعه كنند تا به معرفت تو برسند ولى من از تو مىخواهم و به تو اميد دارم كه مرا به سوى خود برگردانى با ارائه تجليات انوارت، تا با نورت مرا به خودت برسانى، از تو درخواست مىكنم كه مرا با هدايت بينايى بخشت، به خودت رهنمون شوى تا به شهود حضرتت و جمالت بپردازم بدون اين كه به آثارت توجه كنم.
خداوندا! هرچند من از آثار و مخلوقات تو هستم، ليكن به نور عزت روح افزايت متصل شدم و با آنكه وجودم از آثار و مظاهر توست، ليكن از اين وجود نيز روى گردانيدم و حدود را پشت سر گذاشتم و به نور عزتت ملحق شدم در حالى كه نظرم را از آثارت حفظ كردم و همتم را از اعتماد به آنها در رسيدن به تو بر داشتم.»44
تحليلىكه از اين محقق فراروى شما قرار گرفت، با فرازهاى پيشين دعا سازگارتر است؛ زيرا در فراز قبل، تردد در آثار را موجب بُعد مزار دانسته و وجود او را بديهىتر و روشنتر از همۀ موجودات معرفى كرد. پس معنا ندارد كه دوباره بخواهد از راه آثار به شهود و وصول برسد. علاوه بر اينكه در نسخۀ اقبال و بحار و مفاتيح، عبارت دعا اينگونه است:
«إِلَهِي أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الآثَارِ» ولى تحليلى كه برخى ديگر ارائه كردهاند، گذشته از نا سازگارىاش با فرازهاى قبلى دعا، مبتنى بر اين است كه امام فرموده باشند:
«إِلَهِي أَمَرْتَني بِالرُّجُوعِ إِلَى الآثَارِ» . به هر حال، خلاصۀ آن تحليل را در معرض ديد خوانندگان قرار داده تا خود قضاوت كنند.
«حضرت سيدالشهدا با اين جمله «الهى اَمَرتَنى. . .» مىخواهد حالت امتثال و اطاعت خود را در برابر اَوامر الهى اظهار كند كه فرمان به رجوع و مطالعه در آثار داده است. لذا فرمود: تو مرا به رجوع در آثار فرمان دادى و من نيز سر به فرمان تو مىنهم و در بدايع و شگفتىهاى اين آثار مىانديشم و از رهگذر فكر و انديشيدن، به عظمت صانع و پديد آورندۀ آنها پىمىبرم؛ زيرا فكر و تدبر، داراى ارزش و مزايايى است كه از جملۀ آنها يقين و اطمينان و افزايش علم و معرفت در انسان است.