136اگر امام عارفان، عبارت «عَمِيَتْ عَيْنٌ لاَ تَرَاكَ عَلَيْهَا رَقِيباً» را به قصد انشا و نفرين استعمال كرده باشد، با اين بيان، مىخواهد اهل غفلت را از خواب سنگينشان بيدار كند تا در طريق معرفت افتاده و به مرتبۀ شهود و عيان برسند. گويى امام عارفان، مردم را طرف خطاب خود قرار داده، مىفرمايد: چرا در درون و احساستان به غير حق، توجه مىكنيد و به ذاتى كه واضح و آشكار است، توجه نمىكنيد؟ چرا با ديدۀ قلبتان به تماشاى خودِ حق نمىنشينيد؟ سزاوار است چشمى كه از تو غفلت كرده و روى برگردانده و تو را حاضر و مراقب خود نمى بيند، كور شود.
اگر جملۀ «عَمِيَتْ عَيْنٌ لاَ تَرَاكَ عَلَيْهَا رَقِيباً» به همان صورت خبر باشد نه انشا، مىخواهد به اين حقيقت اشاره كند كه كسى كه تو را بر خويشتن مراقب نمىبيند و حضور و ظهور وجود تو را در همه جا و در همه حال احساس نمىكند، كور دل است، هرچند ديدگانش به اين سو و آن سو بچرخد؛ ( فَإِنَّها لاَ تَعْمَى الأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُور ) ؛43 «اين ديدگانِ سَرْ نيست كه از كار مى افتد و نابينا مىشود، بلكه اين دلهاست كه نمىتوانند انجام وظيفه كنند و گرفتار كورى مىشوند.»
تذكر: اين بيان امام (ع) كه فرمود: «عَمِيَتْ عَيْنٌ لاَ تَرَاكَ عَلَيْهَا رَقِيباً» ، به مسألۀ «مراقبت» كه در عرفان مطرح است، ربطى ندارد؛ بلكه بيانگر اوج حالت مشاهده است، شاهدش واژۀ « لاَ تَرَاكَ » است كه به معناى «لاَ تُشاهِدُك» مىباشد؛ زيرا كسى كه با «مراقبت» سر و كار دارد، از لحاظ مرتبت، فروتر از كسى است كه از شهود بهرهاى دارد؛ زيرا مراقبت از مقدمات وصول مىباشد در حالى كه سخن ما در شهود است.
مقام شهود و مشاهده
«مشاهده» در باب عرفان، از مهمترين درجات وصول به حق و برتر از «مكاشفه» است و صرفاً به مدد رشحات حضرت حق به هم مىرسد. اما بايد دانست كه از ديدگاه ارباب عرفان، «مشاهده» بدان معنى نيست كه عين ذات حق به مدد نيروى باطن و يا ظاهر، قابل شهود و رؤيت باشد؛ چنين مشاهدهاى محال است. مراد از مشاهده، «شهود» مىباشد و آن عبارت از اخفاى معانى و رسوم و مهيا ساختن نفس به گونهاى كه به حال تسليم در برابر حق بايستد و در چنان پايگاهى وَراى كشف، اسرار فيض الهى را شهود نمايد.
مشاهده، داراى مراحل و درجاتى است. پايينترين درجۀ آن، اين است كه فرد از طريق معرفت - به خاطر آنكه انوار وجود بر او تجلّى مىكند - از مرحلۀ علم فراتر رود و وارد رياضِ حريمِ «جمع» گردد. آنگاه است كه با درنورديدن گردنههاى شواهد و آثار به پيش مىراند و حقايق جالب و دل انگيز و گوهرهاى يكتا را در دسترس شهود خود مىبيند كه جز اهل ذوق هيچ كسى نمىتواند حلاوت آنها را بازيابد و كسى اهميت و عظمت آنها را درك مىكند كه قادر به شهود باشد و فقط كسانى مىتوانند آنها را شناسايى كنند كه داراى قلبى زنده و بيدار و گوشى شنوا براى پذيرفتن حق باشند.
4. مقام محبّت
امام عارفان در اين فراز از دعا به مقام رفيع محبت نيز اشاره مىكند و مىفرمايد: خسران ابدى از آنِ كسانى است كه از اين باده؛ يعنى محبت، محروم و بى نصيب باشند. نكتۀ عميقى در اين بيان