103نبايد كرد. . . بلد ميت و حرم بر حسب تأويل، صورت نفس مطمئنۀ صدر منشرح است و حكم بيت به مسجد و حرم، از جهت مجاور بودن به آنها ياد شده است. بنابراين، آن حكم در مورد مسجد حرم، سارى است و همچنين است حال نفس و صدر (سينه) و تحقّق معناى بيت و مظهر بودن آن براى قلب و مناسبت بين مناسك كعبه و مناسك قلب. . .55
وينكه گردانديم جاى بازگشت
56
در تفسير كشف الأسرار آمده است:
( وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ. . . ) صفت كعبه مىكند؛ مىگويد: اين خانه را بازگشتنگاه خلق كرديم كه مىآيند به آن و باز مىآيند. هرچند كه پيش آيند، بيش خواهند كه آيند.
مثاب لافناء القبائل كلّها تخبّ إليها اليعملات الطلائع
اين از آن است كه كعبه مستروح (راحتگاه) دوستان است و آرامگاه مشتاقان و خداى را - عزّ و جلّ - در زمين چهار چيز است كه سكوت و سكون دوستان وى به آن چهار چيز است: «الكعبة و القرآن و. . . و المؤمن» . «و أمناً» يعنى ايمن كرديم آن خانه را تا ايشان به وى آزرم مىدارند و از جهانيان به وى مخصوص باشند. اين همان است كه گفت: ( وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ) و جاى ديگر گفت: ( أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً ) . گفتهاند: «و امناً» به معناى آن است كه جاى امن است كه در آن صيد نگيرند و قتل نكنند. خداوند - عزّ و جلّ - چون حرمت آن بقعه بفرمود و جاى امن ساخت، اندر طبايع عرب هيبت وى بنهاد تا جمله عرب آن را حرمت داشتند واندر آن قتل و قتال نكردند. . .57
هشتم؛ دوام ذكر الهى
از اسرار و حكمتهاى عرفانى - اخلاقى حج، يادكردِ پيوستۀ حضرت حق و دورى از غفلت و نسيان و يا اشتغال به ذكر بيگانگان است. سراسر حج، ذكر و ياد محبوب است، آن گاه كه با تلبيه آغاز مىشود، ذكر واجب « لَبَّيكَ اَللَّهُمَّ لَبَّيك » ، شروع سير و سلوك روحى است. . . تا اينكه حجگزار قدم در مشاعر مقدس مىنهد و مناسكى چند به جاى مىآورد كه ذكر و ياد آفريدگار، روح آنهاست. به همين جهت قرآن كريم دستور به ذكر و ياد رحمان داده و فايده و بركت حج را در آن دانسته است. آنگاه بر دوام ذكر در طول زندگى ناسوتى تأكيد مىورزد تا تبديل به حيات طيبۀ ملكوتى شود.
در تفسير آيۀ ( لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ. . . )58 گفتهاند: مقصود از ذكر در اينجا بردن نام خدا هنگام قربانى است و برخى گفتهاند: مقصود از ذكر، ذبح است؛ از باب