88علوفۀ حيوانات مىرسيد. شتر را مىبست. خانه را تميز مىكرد. گوسفند مىدوشيد. بهكفش پينه ميزد. لباس را وصله مىكرد. با خدام غذا مىخورد. دعوت همه را مى پذيرفت و. . .» .79
از مبلغ چنين انتظارى هست. او بايد نسبت بهكسانىكه به آنان علم مىآموزد متواضع باشد. البته اين روحيه هنگامى پديد مىآيد كه دانش و تبليغ متواضعانه و براى خدا باشد نه براى فخر و مباهات.
پيامبرخدا (ص) فرمود:
«تَوَاضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَهُ َ وَ لاَ تَكُونُوا جَبَابِرَۀَ الْعُلَمَاءِ» .80
«به آنانكه علم مىآموزيد تواضع كنيد و در مقابل دانشمندان سركش مباشيد.»
البته براى دستيابى به اين صفت، بايد از خدا مدد خواست، آنگونهكه امام سجاد (ع) فرمود:
«خدايا! هرگز رتبهام را در ميان مردم بالا مبر، مگر آنكه به همان اندازه مرا در نظر خودم پايين آورى. خدايا! هرگز عزت ظاهرى برايم پديد نياور مگر اينكه به همان اندازه در باطن خودم احساس كوچكى و حقارت پديد آورى» .81
مبارزه عليه كسانى كه با زر و زور و تزوير موجب استضعاف تودهها و تباه كردن استعدادها واسارت انديشهها گشتهاند، از اساسىترين كار مبلّغان است. همدست شدن با ستمگران شيوۀ عالمان شيفتۀ دنيا و مبلّغان خود فروخته است. مبارزه با ظلم و طاغوت روش مبلغان آزاده كه به حاكميت خداوند اعتقاد دارند:
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ .82
«و به كسانى كه ستم كردهاند متمايل مشويد كه آتش [دوزخ] به شما مىرسد و در آن حال براى شما دوستانى نخواهد بود، و سرانجام يارى نخواهيد شد.»
مبلغ دين كسى است كه از بردگى فكرى و سياسى مردم به دست مستكبران تاريخ، رنج مىبرد. با سلاح سخن در نجات انسانها از اين اسارت مىكوشد و شعارش همان شعار رهايى بخشى است كه مسلمانان صدر اسلام سردادند.
«الله جاء بنا، و هو بعثنا لنخرج من يشاء من عباده من ضيق الدنيا إلى سعتها، و من جور الأديان إلى عدل الإسلام» .83
احساس مسؤوليت مبلّغ او را وا مىدارد تا رياست طلبان آزمند و شهرت خواهان زورمند را رسوا و نكوهش كند و با آنانكه سدّ راه شكوفايى استعدادهاى آزادانديشان و خيرخواهان اجتماع مى گردند و به تعبير قرآن: يُفْسِدُونَ فِى الأَرْضِ 84 بوده و با عناوينى چون: «ملاء» ،85 «مترف»86 و «ائمۀ الكفر»87 شناخته مىشوند، سرسازش نداشته باشد.
مبلّغ اسلامى فريادى است رسا و كوبنده عليه نامردمىهاى جابران و دنياداران بى درد و بى بصيرت و طوفانى است عليه سكوت و سكون و بر اين باور و اعتقاد گام بر مىداردكه:
«أَفْضَلَ الْجِهَادِ كَلِمَۀ حَقٍّ عِنْدَ سُلْطَان جَائِرٍ» .88
استبداد ستيزى و استعمار زدايى، از ويژگىهاى عالمان راستين و مبلغان صاحب درد وسوز است. بهترين نمونهاش در اين قرن، حضرت امام خمينى1 است كه وجودش سراپا عشق به مستضعفان و خشم عليه مستكبران بود. آرى، همان ابر انسانى كه با كمال صراحت و شجاعت اين اصل را اعلام كرد كه: «. . . يك موى سر اين كوخ نشينان و شهيد دادگان به همۀ كاخ و كاخ نشينان جهان شرف و برترى دارد. . .» .89
مبلّغىكه در محيط تبليغى گام مىنهد، شايسته نيست سراغ دنياداران و مرفهين بى درد برود و با اين شيوه و رفتارش دل محرومان و مستضعفان را بيازارد.
همواره در محيطهاى تبليغى، مرفهين بى دردى هستند كه از وجود روحانى و مبلغ سوءاستفاده مىكنند و با برخوردهاى ريا كارانه و چاپلوسانه، خود را انسان وارسته و خدمتگزار معرفى مى كنند. مبلغ آگاه و با بصيرت نبايد گرفتار اين دامها شود كه اين باعث طرد و دفع پابرهنگان هميشه در صحنه و بسيجيان عاشق و دلباخته مىگردد.
خداوندمتعال در قرآن مجيد به پيامبر (ص) چنين خطاب مىكند: