116است و چون درونگراها به موضوعات محدود ميپردازند، در همان زمينۀ محدود، اطلاعات عميق به دست ميآورند؛ لذا در پاسخ پرسشهايشان با پاسخ سطحى قانع نميشوند و انتظار پاسخ تخصصى و مستند و مستدل دارند.
6. تفاوت در سبك وطرز كار
سبك كار درونگراها كاملاً متفاوت از برونگراها است. معمولاً برونگراها سريع دست به كار ميشوند و سريع از كارى به سراغ كار ديگر ميروند؛ به عبارت ديگر، تحت تأثير عمل هستند؛ اما درونگراها با سرعت كمتر وتأنّى بيشتر كار ميكنند. آنان پيش از آنكه به كارى اقدام كنند، در بارۀ آن، درست ميانديشند و پس از آغاز كار، در هر مرحله و مقطع، كارشان را ارزيابى ميكنند؛ مثلاً: در اعمال، بعد از انجام هر عمل، به جهت اينكه مطمئن شوند، كار خود را به روحانى كاروان عرضه ميكنند و بعد وارد عمل بعد ميشوند و سعى ميكنند خويش را در دسترس روحانى قرار دهند.
7. از برون گراها پيش از آنكه چيزى بپرسيد، به سرعت آنچه در ذهنشان ميگذرد را با شما در ميان ميگذارند. اما از درونگراها تا چيزى پرسيده نشود، مطلبى را در ميان نميگذارند
اگر بخواهيم مطلب را با تعبير ديگرى بيان كنيم، بايد بگوييم برونگراها با صداى بلند فكر مى كنند يا بهجاى اينكه فكر كنند، حرف مى زنند؛ در حاليكه درونگراها تا فكر نكنند حرف نميزنند. در واقع درونگراها بهجاى كمّيت، بيشتر به كيفيتِ كفتگو توجه دارند.
معمولاً برونگراها در يك جلسه، تمام وقت جلسه را به خودشان اختصاص ميدهند. درحالى كه افراد درونگرا در همان زمان، در حال فكر كردن در بحث مورد نظر هستند. آنان حرفهايشان را در ذهن پخته و ويرايش ميكنند وآنچه به دست ميآيد، محصول تمام شده و كامل است و منتظر پاسخ كامل و پخته. بهعكس، برونگراها بيشتر موضوعات دنياى بيرون از ذهنشان را ويرايش مى كنند و شما از آن آگاهى مييابيد و دنبال پاسخ سريع هستند هر چند ناقص باشد.
8. سبك و شيوۀ برقرارى ارتباط
اگر به سخنان برون گرا با درون گرا خوب دقت كنيم، با تفاوتهاى بسيار بارزى مواجه مىشويم: نخست آنكه برونگرا به مراتب، بيشتر حرف ميزند. آنان اصولاً با صداى بلند فكر ميكنند و صحنۀ گفت وگو را در انحصار خود ميگيرند و آنگاه كه با پرسشى روبه رو ميشوند، بلا فاصله شروع به صحبت ميكنند. اما آنگاه كه درونگراها مورد سؤال قرار ميگيرند مكث ميكنند. به پرسش ميانديشند، بعد پاسخ ميدهند. برون گراها با وقت مرده وسكوت، رابطۀ خوبى ندارند و به