115كنند
آنان براى دريافت پاسخها به درون خود توجه ميكنند؛ اما برونگرايان ناخودآگاه از خود مىپرسند من با ديگران و با اشياى بيرون از خود، چگونه رابطه برقراركنم؟ در حاليكه درونگرايان ميپرسند ديگران با من در چه رابطهاى هستند؟
3. از علايم ونشانههاى مهم در تشخيص افراد درونگرا يا برونگرا، تعداد آشنايان آنها است
تعداد آشنايان و دوستان برونگرايان به مراتب بيشتر از دوستان درونگرايان است. برونگراها مايلند به آنچه در پيرامونشان ميگذرد توجه كنند. در حالى كه درونگراها ميخواهند خودشان را غرق دركارى كنندكه به آن علاقه مند هستند. اين توجه به درون و موضوع مورد علاقه، بيشتر باعث ميشود تا آنها از آنچه در پيرامونشان ميگذرد بيخبر باشند. فرد درونگرا ممكن است براى مطالعه، دعا، زيارت و يا عبادت - بيآنكه متوجه گذشت زمان باشد - ساعت زيادى را صرف كند و در كار خويش متمركز شود. برخلاف آنان، برونگراها در چيز مخصوصى متمركز نميشوند؛ زيرا تحت تأثير بسيارى از حوادث بيرونى هستند. لذا از طولانى شدن كلاسها و مراسمها زود خسته ميشوند و اعتراض ميكنند.
4. شيوۀ رفتار و طرز كار برونگرايان و درونگرايان، تفاوت آنها را نشان ميدهد
در توضيح اين تفاوت ميتوان اينگونه مثال زد: برونگراها بيشتر درِ اتاق خود را باز ميگذارند و بدينگونه، از آنچه در پيرامونشان ميگذرد آگاه ميشوند. بهعكس، درونگراها معمولاً درِ اتاقشان را ميبندند تا حواسشان متمركز بماند و ديگران از آنها وكارهايشان آگاهى نيابند. اساساً درونگراها بهتبادل و مراودات كمترى نياز دارند. بيشتر در خود فرو ميروند و بهتفكر ميپردازند وسعى ميكنند در صورت امكان، جاهاى زيارتى را خود به تنهايى ببينند وكمتر در قالب حركتهاى دسته جمعى قرار ميگيرند.
5. برونگراها ترجيح ميدهند از هر كارى آگاه باشند، اما درونگراها ترجيح مى دهند تنها به يكى از چند موضوع بپردازند و درآن، تبحّركامل پيدا كنند
ما در زندگى روزانه، به هر دو گرايش نياز داريم؛ هم كسانى را ميخواهيم كه به طور نسبى همه چيز دان باشند و هم بهكسانى نياز داريم كه به طور تخصّصى از عمق مطالب آگاهى دارند.
برونگراها به موضوعات متعدّد ميپردازند. از موضوعى به موضوع ديگر پل ميزنند. از همينرو، نميتوانند در هيچ موضوعى تعمّق كافى داشته باشند. بنابراين، اطلاعاتشان كم عمق و سطحى