66بكشم؟ 1وليد برخورد جدّى و قاطع در مقابل حسين بن على (ع) نداشت و همين امر باعث شد تا يزيد وى را از حكومت مدينه عزل كند و عمروبن سعيد بن عاص را، كه حاكم مكه هم بود به حكومت مدينه بگمارد. 2
اما حسين بن على (ع) با وجود تدابير يزيد براى بيعت گرفتن، دريافت كه مدينه امنيت لازم براى او و خاندانش ندارد. ايشان پس از زيارت قبر جدش پيامبر اسلام (ص) ، مدينه را رها كرد و با عدهاى از خويشان و نزديكان و زن و فرزند به سوى مكه حركت كرد. 3
انتخاب مكه توسط حسن بن على، انتخاب درستى بود؛ چرا كه يمن يا هر شهر ديگرى امنيت لازم را نداشت. در مكه اين امكان براى حسين بن على (ع) وجود داشت كه اوضاع را بسنجد و بتواند به درستى تصميم بگيرد.
به گزارش دينورى، تمامى اهل بيت حسين بن على (عليهم السلام) با وى به مكه رفتند و تنها كسى كه در مدينه ماند، محمد بن حنفيه بود. 4
حسين بن على در 28 رجب سال 60 ق. از مدينه به سوى مكه حركت كرد و سوم شعبان وارد مكه شد و اندكى بيش از چهار ماه تا 8 ذى حجه در مكه ماند. 5
با ورود حسين بن على (ع) به مكه، مردم مكه بسيار خوشحال شدند و صبح و شام نزد وى رفت و آمد داشتند. 6دينورى نوشته است: حسين در شعب على وارد شد و مردم هر روز نزد وى آمده و اطرافش حلقه ميزدند، حتى ابن زبير هم در جمعى كه اطراف امام بود، حضور مى يافت. 7
ابن زبير ميدانست با وجود حسين بن على (ع) در مكه، كسى با او همراهى نخواهد كرد. از اين رو، زمانى كه مردم كوفه حسين بن على (ع) را دعوت به قيام بر ضدّ يزيد كردند، عبدالله بن زبير مايل بود حسين بن على (ع) از مكه خارج شود تا راه براى او باز گردد.
ابن اثير مى نويسد: حسين (ع) براى ابن زبير بار سنگينى شده بود؛ زيرا با بودن او اهل حجاز به سويش نميرفتند و تا وى در آن شهر بود، كسى با او بيعت نميكرد. 8
ابن اثير در جاى ديگر از قول حسين بن على (ع) نقل ميكند: «اين مرد (عبدالله) چيزى در دنيا دوست ندارد جز خروج من از حجاز. او مى داند كه مردم وى را با من برابر نميدانند. پس ميخواهد من بروم تا محيط براى وى خالى باشد.» 9
هر چند منابع ديگرى نقل ميكنندكه پس از تصميم حسين بن على (ع) براى خروج از مكه، افراد زيادى از او خواستند كه به كوفه نرود و در مكه باقى بماند؛ از جملۀ آنها عبدالله بن زبير بود. 10
به هرحال پس از مدتى، نامۀ مسلم بن عقيل مبنى بر حمايت مردم كوفه از خلافت حسين بن على (ع) ، به وى رسيد. 11با رسيدن نامۀ مسلم، عبدالله بن عباس و ديگر دوستان حسين بن على (ع) ، با رفتن او به كوفه مخالفت كردند؛ چون علاوه بر اهميتى كه براى او قائل بودند، ميدانستند كه كوفيان اهل حيله و نيرنگ هستند و در اين كار سابقه داشتند. نصيحت ابن عباس اين بود كه اگر براى رفتن به كوفه اصرار دارد، تا زمانى كه اهل كوفه بر والى اموى كوفه نشوريده و وى را بيرون نكردهاند به آن شهر نرود. نصيحت ديگر اين بود كه حسين بن على (ع) به يمن برود و در دژهاى آنجا پناه گرفته، از حمايت شيعيان پدرش بهره مند شود، 12اما او اين نصايح را ناديده گرفت و در ذى حجۀ سال 61 ق. از مكه خارج شد و به سمت كوفه حركت كرد. . . 13