28مأموريت خود را انجام دهد و رضاى الهى را به دست آورد، پس اكنون من نيز امروز به امر پروردگار، سنگ بر ستونهاى بيابان منا ميزنم تا با همين اطاعت امر، رضاى خدا را كسب كنم؛ روشن است كه اين سنگ زدنها، اطاعت امر خدا است و اطاعت امر خدا، پوزۀ شيطان به خاك ماليدن است.
در اينجا بايد توجه داشت كه نه آن «جمره» شيطان است و نه اين «سنگ زدن» رمى شيطان، بلكه هدف از اين عمل، دور ساختن و طرد شيطان و شيطان صفتان است از محيط زندگى انسانها و زايل نمودن اوهام و وسوسههاى شيطانى از داخل وجود آدمى؛ زيرا همهجا و همه وقت، شيطانها در كميناند و بايد همواره تو به سلاحهاى گوناگون مجهّز باشى تا آنچه مانع انجام وظيفۀ بندگى و عبوديت در پيشگاه خدا است را از سر راه مسلمانان بردارى و جامعۀ اسلامى، در محيطى پاك و با طهارت در مسير عبادت وبندگى خدا حركت كنند.
رمى جمرات تمرينى همگانى است براى زنده نگه داشتن روح مبارزه با صفات شيطانى و مجسّم ساختن حسّ تنفر از اغواگران و خيانت كاران اجتماعى و همه ساله بايد در زمان مشخص و مكان معلوم به صورت يك مانور عمومى و شيوهاى جالب و چشمگير برگزار گردد و شايد كه اين عمل (رمى جمرات) رمز فداكارى و نشان گذشت از مال در راه خدا است براى دفاع از حريم دين و مبارزه با اعداى حق و دشمنان حقيقت.
بنابراين، توجيه «منا» نشان دهندۀ صحنۀ جنگ و نبرد با دشمنان دين خدا است و ستونهاى سنگى واقع در منا هم، مظاهر كفار و منافقان است كه سر راه جوامع مسلمانان صف كشيدهاند و با كوشش تمام، در ريشه كن ساختن آنان سعى بسيار مينمايند.
لذا همه با هم، درحالى كه از تمام دنيا به دو جامۀ احرام اكتفا نمودهايم، به سمت جمرات عقبه و اولى و وسطى ميرويم تا دشمنان دين و دزدان ايمان را از راههاى گوناگون در اضلال و اغواى مسلمانان و به خصوص نسل جوان ميكوشند و در اثر نداشتن روح ايمان، مانند تخته سنگهاى مرده و بيجانند. با مال، قدرت، قلم و زبان خود و بالأخره با هر چه كه در دست داريم، بر سر آنان بكوبيم و سرنگونشان سازيم و در اين راه از صرف هيچ نيرويى خوددارى نكنيم.
اينجا مدرسۀ جنگ ودانشگاهى استكه بايد هدف گرفتن شيطان و درست زدن آن را آموخت. شيطانها همهجا و همه وقت در كميناند و بايد به سلاحهاى گوناگون مجهّز شد و با تمام قوا نبرد كرد.
درصحنۀ رمى جمرات استكه ميتوان مبارزه با شيطان وغلوهاى استكباررا آموختومسلمانان، اگر قدرت ايمان و اتحاد خويش را نشان دهند و صابر و ثابت باشند و در راه خدا گام بردارند، دشمنان دين و ايمان، چنان ضعيف و زبون ميشوند كه با يك اشارۀ اندك از جانب مسلمانان، منكوب مىگردند و از پاى در ميآيند.
قربانى؛ تجديد خاطرۀ نهايى ترين ايثار
واجب ديگر در منا، بعد از رمى جمرۀ عقبه، در روز عيد اضحى، ذبح حيوان است؛
«فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْي» 1كه فربه و بى عيب باشد
«وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ» 2و اين عمل را از آن جهت كه عبادت است و وسيلۀ تقرب به خدا، «قربان» گويند.
قربانى، از مادۀ «قرب» ، هركار نيكى است كه انسان به وسيلۀ آن بخواهد به رحمت خدا نزديك شود.» 3و هر عملى كه به قصد قربت انجام گيرد، قربانى است؛
«إِنَّ