29
الزَّكَاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلاَةِ قُرْبَاناً لأَهْلِ الإِسْلاَمِ» . 1
قربانى، نماد فدا شدن در راه دوست، رها شدن از قيد و بند هواى نفس و جدا شدن از تعلّقات وتعينات؛ يعنى دل بريدن از غير خدا و قطع كردن گلوى طمع و آز است.
قربانى، عملى نيست كه اسلام بناى آن را نهاده و منحصر به آن باشد، بلكه مراسم ذبح و قربانى، از زمان آدم ابوالبشر تا ظهور اسلام، با شيوههاى گوناگون، معمول و متداول بوده است. خداوند متعال ميفرمايد:
«وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قالَ لأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين» . 2
«و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان، آنگاه كه [هر يك از آن دو] قربانييى پيش داشتند. پس، از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد. [قابيل] گفت: «حتماً تو را خواهم كشت» . [هابيل] گفت: «خدا فقط از تقواپيشگان مى پذيرد.»
«وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهيمَةِ الْأَنْعامِ فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتينَ» . 3
«و ما براى هر ملتى مناسكى قرار داديم تا نام خدا را بر آنچه از چهار پايان براى آنان روزى قرار دادهايم، ذكر كنند. پس [بدانيد كه] خداى شما خدايى يگانه است. پس به [فرمان] او گردن نهيد وفروتنان را بشارت ده.»
خداوند درامتهاى مؤمن گذشته، عبادتى با پيشكش قربانى قرار داد تا آنان نيز نام خدا را بر چهارپايان، كه خدايشان روزى كرده بود، ببرند. پس پيروان ابراهيم (ع) نخستين امت نبودند كه قربانى برايشان مقرّر شده باشد.
«اين قربانيها كه قرآن كريم از آن ياد ميكند، شعارى بوده معروف و رايج در ميان جوامع مختلف، منتهى اسلام آن را در روند صحيح و سازنده قرار داد؛ چراكه توجه حاجى به خداى يگانه بايد از رهگذر آن معطوف گردد و ماسواى او بايد ناديده انگاشته شود و در اين طريق، راهى جز راه رسيدن به خدا نپويد.» 4
«وقتى خداى شما همان خدايى باشد كه براى امتهاى گذشته نيز احكام شما را تشريع كرده، پس بدانيد كه معبود شما و آن امتها يكى است. پس اسلام بياوريد، تسليمش شويد به اينكه عمل خود را خالص و تنها براى او به جا بياوريد و در قربانيهاى خود، به خدايى ديگر تقرّب مجوييد.» 5
بر همين اساس، قربانيهايى راكه نام خدا بر آن برده نشده، حرام شمردهاند و بايد نام خدا به هنگام ذبح آنها بر زبان جارى شود تا ياد خدا به عنوان هدف بارز و آشكار، تلقى شود. پس تنها به ياد او باشيد و از روى خلوص نيت از او ياد كنيد؛ خلوصى كه ذرهاى از شرك در آن راه نيابد و درون خود را با تسليم شدن در برابر اوامر الهى صاف گردانيد و ذكر را خالص و قربانى را خاص او سازيد و هوى و هوس را در آن راه ندهيد. امام صادق (ع) در اين مورد فرمودهاند:
«وَ اذْبَحْ حَنْجَرَةَ الْهَوَى وَ الطَّمَعِ عَنْكَ عِنْدَ الذَّبِيحَة» ؛ 6«و به هنگام قربانى، گردن هوس وطمع را بزن.»
حج گزار، «و چون ذبح قربانى كند، ياد آورد كه اين ذبح، اشاره به آن استكه: به سبب حج، بر شيطان و نفس امّاره غالب گشتم و ايشان را كشتم و از عذاب الهى فارغ گشتم. پس درآن وقت، سعى كند در توبه و بازگشت از اعمال قبيحه كه سابقمرتكب بود تا در اين اشاره صادق باشد. و فى الجمله، شيطان و نفس اماره را ذليلكرده باشد.» . 7
شايسته است قربانى به فقرا وتهى دستان رسد؛ قرآن كريم در اين باره ميفرمايد: