27«از پروردگارت آن چه را ميخواهى آرزو كن. ابراهيم (ع) پيش خود آرزو كرد خدا به جاى فرزندش، اسماعيل گوسفندى را مقرّر كند تا به او فرمان دهد آن را به منظور باز خريد اسماعيل قربانى كند و آن را بدو اعطا كرد (و ابراهيم (ع) به اين آرزوى خود رسيد) .»
منا، قربانگاه عاشقان و محلّ اتّصال واصلان است؛ جبهۀ بمباران شيطان، قربانى براى رحمان و در پايان نوبت ميرسد به حلق يا تقصير. اين جاست كه زائر خانۀ خدا، شايستگى حضور مييابد و با قربانى كردن هواهاى نفسانى و ذبح ذبيحه، اعمالش را به پايان ميبرد و ازآمرزيدگان ميشود.
اين جاست كه آنچه را در مشعر براى مبارزه آماده كرده، بر سر دشمنان خدا ميكوبد و در اين حال بايد «منيت» را كنار بگذارد و غرق در حضرت «رحمان» شود و به منظور بندگى و انقياد امر خدا، امتثالاً لأمر الله و طلباً لرضاه، اعمال واجبش را بهجا آورد.
آرى «منا» قربانگاه است. حاجى در آنجا گام در ميدان عمل مينهد و شيطان شناخته شده را در روز روشن گلوله باران ميكند. آنجا بايد سر دنيا در راه جلب رضاى خدا بريده شود و نفس امّاره سنگسار شود. آنجا بايد تمام تشخصات و تعينات دنيايى از مال و جاه و مقام و شهرت و حتى فرزند و جان، فداى حضرت معبود گردد.
و اكنون كه در منا حضور يافتهاى و به بارگاه قرب و تجلّيگاه عنايات خاص حضرت معبود درآمدهاى و به تو آنچنان شرف بخشيده كه لياقت و اهليت ايستادن در جلوهگاه جمال حضرت حق را به دست آوردهاى قدر خود را بشناس و به شكرانۀ اين نعمت عظمى و موهبت كبرى، سجده به پيشگاهش ساييده، از مال و جان خود انعام و اكرام كن و پا بر هوا و هوسهاى نفسانى نهاده، تنها در راه پاك او قدم بردار و پاى برهنه و قلب عارى از محبت دنيا، به بارگاه قدس او بيا؛
«فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً» . 1
رمى جمرات؛ ستيز با شيطان و مبارزۀ نمادين با غولهاى استكبار
از اعمال واجب در منا، رمى جمرات است؛ يعنى پرتاب هفت سنگريزه به هر ستون.
در باب حج و مناسك آن، دستوراتى وارد شده و اعمال و وظايفى مقرّر گرديده كه براى ايجاد اخلاص و تسليم بندگان در برابر خدا، عاملى بسيار قوى و فوق العاده دقيق است و از امتيازات حج نسبت به ديگر عبادات، همين است كه جنبۀ تعبّد در آن آشكارتر است و رمز عبوديت و بندگى در ضمن امتثال آن اوامر آن، ظهور بيشترى دارد و از همين رو، در رجم شيطان مقصود اظهار بندگى بر سبيل تعبّد محض وسركوب ساختن آن، اذهان بندگان خدا را از اطاعت امرش باز دارد و مانند خودش مطرود از رحمت حق سازد ولى بايد از باب عبوديت پروردگار و اطاعت محض از او، شيطان را رجم كنيم، همانگونهكه خداوند، شيطان را به جهت نافرمانى رجم كرد و از حريم كبريايى خود طرد نمود.
«هدف و نيت حاجى از رمى جمرات، بندگى و قصد امتثال امر الهى است و اينكه خود را به حضرت خليل الرحمان تشبيه كند؛ آنگاه كه در اين شيطان بر او ظاهر شد و خداوند به وى فرمان داد آن لعين را با سنگريزه براند.
حاجى در اين هنگام قصد كند كه سنگريزهها را بر شيطان ميزند و پشت او را مى شكند! 2«ولى شيطان از راههاى گوناگون، وسوسه در دلها ميافكند و افكار را مشوّش و تصميمات را سست مى كند.» (أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ) 3
آرى، حضرت ابراهيم (ع) در آن روز به امر خداوند سنگ بر شيطان زد تا