104مواجهه با اين وضعيت، خود را پيرو محمد (ص) - و نه محمد بن عبدالوهاب - خواند و از ديگر سو، از پذيرش پيروان دعوت وهابى، بهعنوان شاگرد خوددارى كرد. 1
شيخ محمود شكرى آلوسى كيست و به چه دليل به عنوان يك وهابى مورد طعن و آزار ديگران قرارگرفت؟
او در 1856 در يك خانوادۀ مشهور، عالم و دانشمند، در بغداد متولّد شد و تبديل به يكى از اسوههاى دانش اندوزى و علم آموزى زمان خويش شد. آلوسى در آستانۀ ورود به دهۀ چهارم عمر خويش، استاد كامل مرجانيه، يكى از اصليترين مدارس مذهبى بغداد شد و در همان زمان، در حوزۀ علميۀ حيدرخانه نيز به مقامى در همين شأن و رتبه نايل آمد. او عمر خود را وقف تحقيق و نگارش رسالات و كتب گوناگونى در موضوعات متنوع از شعر عرب پيش از اسلام تا علم الأنساب كرد.
در منابع آمده است كه وى بيش از پنجاه عنوان كتاب، در موضوعاتى چون تفسير قرآن، فقه، تراجم، لغت نامه، علم بديع، اصول عقايد، فلسفه، تاريخ، جغرافيا و زبان شناسى عربى دارد. 2
آلوسى از 1886 تا 1890 مقالات متعددى را در الزوراء، اولين روزنامۀ منتشر شده در بغداد عثمانى كه با نظارت ولى مدحت پاشا منتشر ميشد، به چاپ رساند. وى به مناسبت پژوهشهاى ارزشمندش در حوزۀ تاريخ عرب جاهلى، در سال 1887 مورد تقدير هشتمين كنگرۀ شرق شناسى سوئد قرار گرفت. شهرت آلوسى در زمان حضور در مرجانيه، به فرانسه رسيد و در آنجا مورد توجه مجامع شرق شناسى و بهطور ويژه شخص «لويى ماسينيون» قرار گرفت. همين آشنايى نيز باعث شد ماسينيون در ايام حضورش در بغداد، در محضر درس آلوسى حاضر شود. چنانكه «پِرِس» - نگارندۀ مدخل مربوط به آلوسى در دايرۀ المعارف اسلام - مدعى ست آلوسى «يكى از سرشناسترين شخصيتهاى علمى در جهان اسلامِ مدرن است كه از طرق گوناگون شفاهى و نگارش آثار خويش با مظاهر بدعت در اسلام به مبارزه برخااسته بود. از سوى ديگر بدون شك ميتوان او را يكى از سردمداران مهم جنبش سلفيه در قرون معاصر دانست. 3
عمو زادۀ آلوسى، محمد ثابت الدين افندى نيز از خاستگاه وى برآمده بود. او فرزند يكى از مفسّران مشهور، بهنام شيخ نعمان خيرالدين الآلوسى، زاده در سال 1858، دوسال پس از محمود شكرى بود. او نيز مانند شيخ محمود در زمينههاى مختلفى خبره بود، تا بدانجا كه او را در كنار همه دانشهايش، يك نژاد شناس و متخصص پرورش اسب اصيل نيز دانستهاند. 4او در مسير نيل به مقامات علمى - مذهبى عراق، در سن 25 سالگى به قضاوت نجف، كربلا، سليمانيه و سرانجام الاحساء (عربستان شرقى) رسيد. وى در حين تصدى مقامات دولتى متعدد، چهاربار به استانبول سفر كرد و نيز يك بار براى اداى فريضۀ حج به حجاز رفت. ليكن پس از يك دورۀ طولانى از حضور در رتبههاى اعلاى دولتى، تصميم به بازنشستگى و بازگشت به بغداد گرفت كه در اين راه با موانع زيادى روبرو گرديد، تا آنجا كه از قضاى حوائج يوميه خويش نيز عاجز ماند. در همين ايام عسرت و سختى، بارديگر شغل ديگرى در نظام ادارى شهر بغداد به او پيشنهاد شد كه دو سال را نيز در اين مقام گذراند. در واقع مدت حضور او در بغداد، با ايراد اتهام همدستى و معاونت با دسيسههاى وهابى مآب پسر عمويش، محمود شكرى به پايان رسيد و پس از آن مجبور به ترك بغداد و حركت به سوى موصل شد.