103به پيروان خويش منتقل كنند. 1
از سوى ديگر، سنت اسلامى رايج و سرسختى كه با سنت متصوّفه بهشدت سر جنگ داشت نيز فعال بود. ميزان آگاهى و درك مردم از مفاهيم سلفى در عراق را شايد بتوان محصول تلاش هاى درازدامن نوحنبليانى دانست كه در فاصله بين قرون 18و 19 به سرزمينهاى عراق، مصر و هندوستان سفر كرده و هريك در گوشهاى جنبشهاى نوگرا و اصلاح طلبى را بنيان نهاده بودند. اما على رغم سابقۀ نسبتاً طولانى سلفيه در عراق، اين جنبش كماكان به همان شكل درونى و مخفى خود باقى مانده و نتوانسته بود به جنبشى فراگير تبديل شود.
برخلاف سوريه و مصر كه جنبش در آنها توانسته بود به حد كافى پيرو و هواخواه بيابد و اصلاح گران نو انديشى چون سيد جمال الدين اسدآبادى، محمد عبده و رشيد رضا را براى هدايت يك جنبش ضد استعمارى گسترده به سمت خويش جلب كند، در بغداد گرايشهاى سلفى به شكلى درونى و خاص بود و بر محور شيخ محمود شكرى الآلوسى جمع ميشدند. اصليترين رقيب شكل گيرى و بسط عقايد سلفى در عراق، بى شك تلاش و حمايت بى دريغ امپراطورى عثمانى براى رواج اخوّت متصوفه، بهخصوص در زمان سلطان عبدالحميد دوم بود. اين وضعيت، متفكران سلفى را در موقعيتى ضد امپراتورى عثمانى و جهت گيرى هاى فكرى آن قرار داده بود.
تمايلات ضدّ وهابى و ضد تصوّف شيخ محمود شكرى الآلوسى
در 29 مارس 1905، كنسول بريتانيا در بغداد گزارش داد: صبح ديروز يكى از تأثيرگذارترين شخصيتهاى جامعۀ عربى در بغداد دستگير و به شهر موصل تبعيد شد. 2اين شخص، كسى نبود جز شيخ محمود الآلوسى، استاد مدرسۀ حيدرخانه و شخصيتى كه به دليل عقايد خاص سياسى - مذهبىاش شهرت ويژهاى يافته بود؛ 3يكى از اقوام نزديك او، والى سابق بغداد، ثابت افندى الآلوسى است. همچنين عبدالرزاق افندى، استاد مدرسه اعظميه و حاج احمد الآسفى، تاجر سرشناس قهوه از نجد، از ديگر بستگان سرشناس شيخ به حساب ميآمدند. به گزارش دستگاه جاسوسى بريتانيا، عبدالوهاب پاشا، والى بغداد، حكم توقيف و دستگيرى شيخ را در تاريكى شب در بغداد اجرا كرده است. كنسول بريتانيا اينگونه ادامه مى دهد:
آنها به دليل ملاحظات سياسى و نگرانيهايى كه از بابت «جنبش عربى» كه در بين النهرين، سوريه و فلسطين گسترش ويژهاى يافته بود، حكم را به اين شكل اجرا نموده بودند. . . . از ديگر اتهامات او نگارش كتابى در دفاع و تجليل از آيين وهابيت بوده است. اين كتاب براى چاپ به مصر فرستاده شده بود و حاج احمد اسفى هزينههاى چاپ آنرا به عهده گرفته بود. . . . دليل ديگر اين نفى بلد، كشف و ضبط مكاتبات و مراسلاتى بود ميان شيخ، ابن سعود و امير كويت كه از خانۀ شيخ محمود پيدا شده است. 4
يك مورخ محلّى نيز از دستگيرى و تبعيد محمود شكرى الآلوسى و پسر عمويش، بهدليل حمايت و نشر عقايد مذهب وهابى سخن گفته است. 5با اين حال، با ميانجيگرى سران و متنفّذين موصل و ارسال تلگراف مشتركى براى باب عالى دولت عثمانى در استانبول، آلوسى و همراهانش به بغداد بازگشتند. با روى كارآمدن والى جديد بغداد، تمام تعهّدات عثمانى در مورد آلوسى كنار گذاشته شد و او بهعنوان يكى از هواداران پنهانى وهابيت مورد آزار قرار بود و وى سرانجام «شيخ وهابى بغداد» لقب گرفت. آلوسى در