63
پىنوشتها :
1. در «روزنامۀ سفر مدينۀالسلام و بيتالله الحرام» معتمدالدوله، صص114 آمده است: ينبع، نام قريۀ بزرگى بوده در كنار درياى سرخ، كه هواى آن بسيار گرم بوده و شبنم زياد دارد و در آن دوران تقريباً دو هزار خانه داشته و آبش از آب انبار و آب باران تهيه مىشده. از دولت شصت نفر عسكر پياده و صد نفر جمازهسوار داشته است.
2. محطّۀ مسهلى، اسم منزلى است كه كوه رضوى در شمال آن به فاصلۀ يك فرسنگ يا كمى بيشتر قرار گرفته است.
3. فهرست نسخ خطى كتابخانۀ ملى، ج2 صص 345 و 355
4. صفحۀ 17 فهرست خود.
5. مرآت البلدان ناصرى، چاپ تهران، 1301 ه-. . ق. ج1، ص20 فهرست كتاب.
6. مطلع الشمس، تهران، 1303ه-. ق. ج3 ص14 فهرست كتاب.
7. المآثر و الآثار، تهران، سنائى، ص 12 فهرست كتاب.
8. ينَبعُ؛ نام شهرك كوچكى است نزديك مدينه و نام آن در حديث آمده است. ابن سعيد گويد: در ينبع چشمهها و بازارها و دژى است. منازل فرزندان حسن بن على7 آنجاست.
ابن حوقل گويد: ينبع قلعهاى است داراى آب و نخل و كشتزار و در آنجا موقوفهاى است از آن على بن ابىطالب7 كه فرزندانش متولى آن هستند. از جانب مشرق كوه رضوى بر آن مشرف است. [ ابوالفدا، تقويم البلدان، ترجمۀ عبدالمحمد آيتى؛ صص122 و123].
9. باستيان \باستيون ( Bastiyon( ؛ قلعهاى كه در آن سلاح و ابزار جنگى ذخيره كنند.
10. احقاف، نام سرزمينى است ميان عمان و مَهرۀ [مراصد الاطلاع، ج1، ص38]. ابن بطوطه گويد: در فاصلۀ نصف روز از ظفار، شهر احقاف كه محلّ منازل قوم عاد است، واقع شده و در آنجا زاويهاى و مسجدى وجود دارد كه در ساحل دريا ساخته شده و پيرامون آن قريهاى است كه مسكن ماهيگيران است. در درون زاويۀ مزبور قبرى ديده مىشود كه روى آن نوشته است: «اين قبر هودبن عابر است» و من پيشتر گفتهام كه در مسجد دمشق هم قبرى با نبشتهاى بدين مضمون وجود دارد، امّا به نظر مىرسد قبرى كه در احقاف است نسبتش به آن حضرت صحيحتر باشد؛ زيرا مرز و بوم هود در همين حوالى بوده است. ابن بطوطه درجاى ديگر گويد: من در نزديكى شهر ظفار يمن نيز در محلى كه احقاف ناميده مىشود بنايى ديدم كه در آن قبرى بود و روى قبر اين عبارات نوشته بودند: هذا قبر هودبن عابر صلّى الله عليه وسلّم. [سفرنامۀ ابن بطوطه، ج1، صص287 و 288].
11. يمامه: نام شهرى است پايينتر از مدينۀ الرسول9، در آنجا بود كه مسيلمۀ كّذاب دعوى پيامبرى كرد. فاصلۀ يمامه از بصره و كوفه شانزده مرحله است و در سمت شرقى مكّه در سرزمينى هموار است. الحساء وقطيف در چهار منزلى مشرق يمامه واقع شدهاند.
[ترجمۀ تقويم البلدان: 135]
12. به اين نام شهرى نجستم، ممكن است «شَجَره» باشد كه در شش ميلى مدينه قرار گرفته است [مراصدالاطلاع، ج2، ص784] ويا اين كه «شِحْر» به كسر شين نقطهدار و سكون حاء بىنقطه كه نام بلدۀ كوچكى است ميان عدن و ظفار. [ترجمه تقويم البلدان، ص 116].
13. هَجَر: نام يكى از شهرهاى بحرين است [ابن خردادبه: المسالك و الممالك: 152].
ابن بطوطه گويد هجر نام شهرى از شهرهاى بحرين است كه اكنون «حسا» ناميده مىشود [سفرنامۀ ابن بطوطه، ج1، ص308]. صفى الدين بغدادى گويد برخى برآنند كه هَجَر نامى است كه به همۀ بحرين اطلاق شود [مراصد الاطلاع، ج3، ص1452].
14. نَجْران؛ نام شهر كوچكى است در يمن. در بحرين و دمشق هم شهرى است به همين نام. [مراصدالاطلاع: 3/1359 و 1360].
15. حِجْر؛ نام موضعى است در «وادى القرى» كه در بين مدينه و شام واقع شده و ديار ثمود و مساكن آنها در اين محل بوده است. و حُجْر؛ به ضم اول و سكون دوم نام قريهاىاست در يمن [مراصد، ج1، ص381].
16. ديار قوم عاد سرزمين «احقاف» است كه قبلاً بدان اشاره رفت و مسكن قوم ثمود هم «حِجْر» بوده چنانكه گذشت.
17. بئر معطله در آيۀ 44، از سورۀ حج آمده كه برخى از مفسران آن را بر «رس» كه در سورههاى فرقان و ق منطبق مىكنند، و اشاره است به آيۀ: فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ . ابو الفتوح گويد: بئر معطله و قصر مشيد در حَضْر موت كه همان «احقاف» است و صالح پيامبر در آنجا در گذشته است. [تفسير ابوالفتوح: 8/104].
18. كِنْده؛ نام قبيلهاى است در يمن [مراصد، ص1181].