100
درباره سفرنامه حج منصور
سفر هفت ماهه مسافر اميرزادۀ تبريزى ما به حج طى سال 1285 - 1286 قمرى، گزارشى است شگفت و تفصيلى با تجربهها و دادههاى فراوان در باره بسيارى از آن چيزهايى كه وى در اين سفر طولانى و پرمخاطره مشاهده كرده است. قبل از هر چيز مطالب كوتاهى را كه در باره مؤلف مىدانيم، خدمت دوستداران ارائه دهيم.
آنچه بر اساس اين كتاب در باره نويسنده مىدانيم، چندان زياد نيست، اما به هر روى حكايت از آن دارد كه مردى است فرهيخته و در عين حال عاشق پيشه كه زندگى را در دو رويه مادى و معنوى آن تجربه كرده و از اين كه در بُعد مادى آن راه خطا هم برود، دست كم در لفظ و كلام چندان ابايى نداشته است. با اين حال، فردى است پايبند به شريعت، همزمان علاقه مند به اهل بيت (ع) ، و اين كه پس از فراهم شدن زمينه براى انجام فريضه حج، به رغم همه دشوارىها عازم اين سفر شده است.
نام وى يعقوب است، اما در غالب موارد، در اين كتاب از عنوان «منصور» استفاده كرده است. اين در حالى است كه نام يعقوب تنها دوبار در كتاب آمده است. يك بار در مقدمه كتاب كه گويد: «اين يعقوب كنعان محبّت و حيران وادى حيرت و خريدار يوسف مصر ملاحت را با سركار نواب والا امير زاده اكرم و اعظم حاجى محمد طاهر ميرزا با خودشان همسفر فرمودند» .
شايد به تنهايى، از اين عبارت نتوان حدس زد كه نام واقعى او همين يعقوب است، اما اشارت ديگر او در همين كتاب ما را در اين باره به يقين مىرساند. زمانى كه با كشتى از اسلامبول عازم بيروت است، مىنويسد: «و من هم اغلب اوقات مشغول نوشتن همين احوالات بودم. پاره اى وقت يكى از آنها - همسفران ناشناس از اهل كشتى - سؤال مىكرد كه يعقوب افندى، چه مىنويسى» ؟
اما صريحتر از همه يادداشتى در صفحه پايانى نسخه است كه اطلاعات بيشترى درباره نويسنده به دست مىدهد و در آنجا تصريح به نام يعقوب براى نويسنده مىشود. اين يادداشت را پسر مؤلف، درست در زمان وفات مؤلف نوشته و به همين دليل تاريخ درگذشت وى را هم در آن مىتوان يافت. اين بهترين غنيمت براى ماست. يادداشت مزبور توسط يوسف بن يعقوب، يعنى فرزند مؤلف نوشته شده است. متن يادداشت اين است: وفات مرحوم مغفور حضرت قبلهگاهى حاجى يعقوب ميرزا - طاب ثراه - كه مؤلف اين كتاب سفرنامه هستند، در يوم سه شنبه 19 شهر ربيع الثانى سنۀ يك هزار و سيصد و بيست و هفت هجرى 1327 كه روح مباركشان به جنّات فرودس شتافت. خداوند بحقّ خامس آل عبا غريق رحمتش فرمايد. به جهت ضبط تاريخ تحرير نمود يوسف بن يعقوب - غفر الله [له] - در قريه خروان كه به جهت حمل جنازه مرحوم واقع شده بود. ديروز كه شنبه 16 جمادى الاوّل [الاولى] باشد به شهر تبريز حمل شده. اللهم بلّغ بلاغا حسن.
تفاوت اين دو تاريخ فقط مىتواند حاكى از اين باشد كه بين دفن و انتقال به تبريز 28 روز فاصله شده كه امرى غير عادى اما با سنت قديمى به امانت سپردن ميت به دليلى خاص در نقطهاى و پس از آن انتقال به محل اصلى است، سازگار مىنمايد. اين در صورتى است كه اشتباه ديگرى در اين يادداشت رخ نداده باشد.
از نام يعقوب كه بگذريم، مؤلف دهها بار در كتاب از «منصور» به عنوان نويسنده كتاب ياد كرده است. در جايى مىنويسد: «بعد از آن كه جابجا شديم سركار نوّاب حاجى اميرزاده و بندۀ منصور به خيال حمّام افتاده رفتيم» .
به نظر مىرسد كه اين عنوان، تخلّصى است كه نويسنده كه شاعر نيز بوده، براى خود برگزيده است. اين مطلب كه منصور تخلص نويسنده باشد، در يكى از يادداشتهاى پايانى كتاب هم آمده است. خود او در شعرى كه در اين كتاب آمده است چنين مىسرايد: