77
* * *
روز چهارشنبه 15 خرداد به نيابت از شهداى 15 خرداد، كه به مصاف رژيم طاغوت رفتند و به خون غلطيدند تا اسلام بماند، طواف كردم و مثل هر روز در مسجدالحرام يك جزء قرآن خواندم و به محل اقامت رفتم تا براى شركت در جلسۀ افتتاحيۀ اجلاس بين المللى گفتگوى اسلامى آماده شوم.
ساعت12: 5 به « قصرالصفا» كه محل اجلاس است، رفتيم و نماز را در سالن بزرگى كه بر كوه صفا مشرف است و كعبه را جلوى روى خود دارد، به جماعت خوانديم و در اجلاس كه در سالن ديگر و بزرگ ترى در همانجا برگزار مى شد شركت كرديم. آقاى هاشمى رفسنجانى و ملك عبدالله چند دقيقه بعد با هم به اجلاس آمدند و در جايگاه هيأت رييسه نشستند. دكتر محمد سيد طنطاوى رييس دانشگاه الأزهر مصر شيخ عبدالعزيز آل الشيخ مفتى عربستان و شيخ عبدالله بن محسن التركى رييس رابطۀ العالم الاسلامى، سه عضو ديگر بودند كه همگى در جايگاه هيأت رييسه مستقر شدند. آقاى تسخيرى هم كه در كشورهاى عربى و اسلامى به « شيخ المؤتمرات» معروف است، در رديف دست اندركاران لجنههاى اجلاس نشسته بود و براى سخنرانى آقاى هاشمى رفسنجانى كه انتظار داشت وزن و جايگاه اين اجلاس را بالا ببرد، لحظه شمارى مىكرد.
درحالىكه عنوان «المؤتمرالاسلامى العالمى للحوار» (اجلاس بين المللى گفتگوى اسلامى) در كنار نقشى از كعبه و دو دست كه همديگر را مىفشرند و برروى نقشۀ جهان اسلام بر پيشانى ميز هيأت رييسه نقش بسته بود و پارچه نوشتهاى مشكى با نقش باب الكعبه با جملات «لاإله إلاّ الله الملك الحقّ المبين - محمد رسول الله صادق الوعد الأمين» به همراه سورۀ مباركۀ ايلاف، پشت سر هيأت رييسه و در مقابل چشمان شركت كنندگان در اجلاس قرار داشت. جلسۀ افتتاحيه با تلاوت آياتى از قرآن مجيد آغاز شد. سپس با سخنان ملك عبدالله كه فقط حدود 5 دقيقه طول كشيد و با خواندن مطلبى كه دلايل برگزارى اين اجلاس را در برداشت صورت گرفت، كار اجلاس رسماً شروع شد. حرف اصلى پادشاه عربستان كه 86 سال دارد و به دليل كهولت، به كندى سخن مىگويد و روخوانى او هم كند است و اِعراب كلمات را هم رعايت نمىكند، اين بود كه اين اجلاس را ترتيب داديم تا با جهل و تنگ نظرى مقابله كنيم و خط مشتركى توسط علما و متفكّران مسلمان ترسيم شود براى اينكه با پيروان ساير اديان هم گفتگو كنند.
وقتى اين جملات را مىشنيدم، در اينكه ملك عبدالله اعتقاد واقعى خود را بيان مىكند ترديدى نداشتم چون او كسى است كه از دوران جوانى و زمانى كه وليعهد بود، تعامل را بر تقابل ترجيح مىداد. با اينحال در اين واقعيت نيز ترديدى نداشتم كه شرايط منطقه و جهان هم عوامل مهمى هستند كه پادشاه عربستان را به تشكيل اين اجلاس و مطرح ساختن اين مطالب وادار كردهاند. او به دلايل زيادى اكنون به ايجاد تعادل در كشور و جا انداختن و نهادينه كردن فرهنگ ميانه روى نيازمند است و البته اين نياز را در اقشار روحانى و مذهبى عربستان بيشتر احساس مىكند. تندروى هاى وهابىهاى عربستان مشكلاتى براى دولت پديد آورده كه مواجهه با آنها آسان نيست. اقدامات خرابكارانۀ گروههاى افراطى و تروريستى منتسب به سلفىها در خارج از عربستان نيز دولتمردان آل سعود را به شدت زير سؤال برده و در كنار اين مسائل دردسرهايى كه سياستهاى غلط و مداخله جويانۀ بوش و البته همراهى دولت عربستان با او در منطقه براى دولتمردان سعودى پديد آورده، اعتبار عربستان را كاهش داده است. پيروزى قطرىها در به دست گرفتن ابتكار عمل در حلّ بحران لبنان كه به نوعى ناكامى دولت عربستان محسوب مى شود شكست سياستهاى عربستان در مواجهه با مسألۀ فلسطين كه از پيروزى حزب الله لبنان درجنگ 33 روزۀ تابستان 1385 و باطل شدن افسانۀ شكست ناپذيرى ارتش رژيم صهيونيستى تاكنون ادامه دارد و مشكلاتى كه براى عربستان در عراق در اثر پيروى از سياستهاى اشغالگران پيش آمد، همگى عوامل مهمى هستند كه ملك عبدالله را وادار مىكنند براى حفظ اعتبار و جايگاه عربستان و آل سعود كارى انجام دهد. برگزارى اجلاس گفتگوى بينالمللى اسلامى در چنين موقعيتى يك اقدام كاملاً قابل درك است.
اصرار ملك عبدالله به آيت الله هاشمى رفسنجانى براى حضور در اين اجلاس نيز به همين واقعيت مربوط مىشود. حضور چهرۀ شناخته شده و معتبرى از جمهورى اسلامى ايران و جهان تشيع همچون آيت الله هاشمى رفسنجانى كه از نظر علمى، فكرى، سياسى و مديريتى در سطح بين المللى از جايگاه و اعتبار خاصى برخوردار است، طبعا به اين اجلاس اعتبار زيادى مىبخشيد و آن را از يكجانبه بودن خارج مىساخت و موجب مىشد ناظران، برگزارىِ اجلاس مكه را يك اقدام جدّى براى گفتگوى پيروان همۀ مذاهب اسلامى تلقى كنند.
بعد از ملك عبدالله بهطور طبيعى نوبت شيخ عبدالعزيز آل الشيخ بود كه به عنوان مفتى عربستان، رضايت خود و علماى سلفى را نسبت به برگزارى چنين اجلاسى كه با گروه خونى سلفىها بههيچوجه تناسبى ندارد اعلام كند. جالب است كه مفتى عربستان و رييس علماى وهابى؛ يعنى همان كسانىكه فقط اعتقادات خود را اسلام واقعى مىدانند و بقيۀ مسلمانان را گمراه و خارج از دين و حتى عدهاى از آنها (شيعيان) را مشرك مىدانند، حالا در حضور 800 عالم و صاحبنظر از همۀ مذاهب اسلامى و دركنار كعبه با صراحت اعلام مىكنند: «حوار (گفتگو با ديگران) يك ضرورت اسلامى است» . من وقتى اين جمله را از مفتى عربستان در اين اجلاس شنيدم، به كسانى كه كنارم نشسته بودند گفتم بىجهت نيست كه گفتهاند بعضىها زير بار زور نمىروند مگر آنكه زورش پر زور باشد!
اين آقاى مفتى چقدر هم با حرارت صحبت مىكرد. هركسكه از پشت صحنه خبر نداشت، اگر صحبت آتشين رييس سلفىهاى عربستان را بدون صدا و از تلويزيون مىشنيد و تكانهاى شديد دستهايش را مىديديد، فكر مىكرد شيخ دارد حكم تكفير همۀ مسلمانهاى غير وهابى را صادر مىكند! پدر سياست بسوزد كه تندروترين رهبران وهابى را هم وقتى حفظ موقعيت ايجابكند، مثلموم نرم مىكند!
در جلسۀ افتتاحيه، سخنران اصلى آقاى هاشمى رفسنجانى بود كه طولانىتر از همه صحبت كرد و مطالب نيز جدى و كاملاً متفاوت با آنچه معمولاً در اجلاسهاى تشريفاتىگفته مىشود بود. اما دو عضو ديگر هيأت رييسه؛ يعنى طنطاوى و تركى هم بعد از آقاى هاشمى رفسنجانى صحبت كردند. طنطاوى كه رييس الأزهر مصر است، برخلاف انتظار، حرفهاى بسيار سست و نامربوطى زد. او براى تأييد گفتگو گفت قرآن سرتاسر گفتگو است؛ مثل گفتگوهاى نوح و ابراهيم و هود با قومهاى خودشان و گفتگوهاى اهل جهنم با اهل بهشت! با شنيدن اين حرف