76روز سه شنبه، بيشتر به استراحت و يكى دو ديدار كه علماى شركت كننده در اجلاس مكه با آقاى هاشمى رفسنجانى داشتند گذشت؛ از جمله قاضى القضات اردن كه علاوه بر اين عنوان «رييس روضۀ الهاشميه» را هم براى خودش يك اعتبار و افتخار مىداند و پشت سر هم از دربار اردن به عنوان متولّى و متصدى امور اهلالبيت نام مى برد و از طرف ملك عبدالله دوم پادشاه اردن آقاى هاشمى رفسنجانى را براى سفر به اردن دعوت مىكند. آقاى هاشمى رفسنجانى قاضى القضات را به حرف مىگيرد و خيلى زود به اين نتيجه مىرسد كه نبايد خيلى براى حرفهايش اعتبارى قائل شود و دعوت را هم با تعارفات تشريفاتى از سر مىگذراند و جدّى نمىگيرد.
قاضى القضات از جلسه كه خارج مى شود پيش آقاى نورى شاهرودى گله مىكند كه آقاى هاشمى رفسنجانى ما را تحويل نگرفت و به دعوت سفر به اردن هم بى اعتنايى كرد.
مجال اينكه در آن جلسه به او چيزى بگويم نبود و بعداً هم او را نديدم ولى تا در مكه بودم اين سؤال در ذهنم بود كه مرد حسابى! بلا نسبت با پسوند «هاشمى» كه شماها به اردن بستهايد مگر مىشود دربار پادشاهانى كه نوكرى انگليس و دلال اسراييل بودن مشخصۀ اصلى آنهاست را متولى امور اهل البيت جا بزنيد! اين روزها هم كه دولت اردن به دستور آمريكا به منافقين چراغ سبز داده كه اگر عراق آنها را اخراج كرد، مىتوانند به اردن بروند. جالب است كه سفير اردن هم همين دو روز پيش نامهاى به من نوشت و از اينكه در سرمقالۀ شنبه 15 تير ماه روزنامۀ «جمهورى اسلامى» به دولت اردن بهخاطر پذيرفتن منافقين اعتراض شده، گلايه كرد، گويىكه آغوش براى يك گروهك تروريستى باز كردن از معيارهاى پذيرفته شدۀ عرف بينالمللى است! اين را در جواب نامۀ سفير نوشتم و برايش فرستادم.
قبل از قاضى القضات اردن شيخ حسن الصفار از علماى معروف شرق عربستان به ديدار آيت الله هاشمى رفسنجانى آمده بود. او از وضعيت شيعيان عربستان گزارشى داد كه جالب بود؛ به طورى كه من احساس كردم دربارۀ آنچه اكنون در شرق عربستان جريان دارد بايد بيشتر بدانيم و به همين دليل با آقاى شيخ حسن الصفار قرارى گذاشتم و بعداً به محل اقامتش رفتم و ساعتى با او صحبت كردم و مطالب جالبى شنيدم كه در ادامۀ گزارش، اجمالى از آنها را خواهم آورد.
شب15 خرداد آقاى هاشمى رفسنجانى عدم حضور خود درحرم امام خمينى1 را با حضور در جمع زائران ايرانى، در بعثۀ رهبرى در مكه جبران كردند.
ايشان در اين جلسۀ پرجمعيت كه مديران گروهها و دست اندركاران حج و زيارت و روحانيون كاروانها هم حضور داشتند، دربارۀ نهضت امام خمينى و قيام 15 خرداد سخن گفتند و بر اين واقعيت تأكيد كردند كه « خدمتىكه امام خمينى به مكتب اهل بيت كرد در تاريخ نظير ندارد.»
برنامه بعد از اين سخنرانى، ديدار با ملك عبدالله پادشاه عربستان بود. در همين ديدار بود كه او از علماى وهابى گله كرد و از دردسرهايى كه آنها براى دولت عربستان به خاطر توسعۀ مسعى درست كردهاند گفت.
بعد از ايستادن روى پله برقىهاى متعدد و صعود به آسمان، نمىدانم پلۀ چندم به محل ديدارهاى پادشاه رسيديم كه سالن بزرگى است مشرف بر مسجدالحرام و كعبه. بعد از چاق سلامتى با ميزبان كه البته جزو تشريفات است و گريزى از آن نيست، همراهان به جاى آنكه حواسشان به جلسه باشد، محو تماشاى كعبه شدند كه با نورپردازى قوى مسجد الحرام در آن ساعت شب، منظرۀ چشم نوازى داشت. صحنه به قدرى جالب بود كه حتى پيرمردهاى هيأت هم تلفنهاى همراه خودشان را از جيبها در آوردند و شروع كردند به فيلم و عكس گرفتن. فرصت قهوۀ عربى خوردن براى كسى باقى نماند و با اينكه ملك عبدالله همۀ بزرگان آل سعود از سعودالفيصل گرفته تا مقرن و بندر بن سلطان و نايف و. . . را به جلسه آورده بود حواس ميهمانان ايرانى را كعبه به خود جلب كرده بود كه از آن بالا بسيار جذاب مىنمود.
تا ميهمانى شام برگزار شود، كه در سالن بزرگى جنب سالن ديدار ترتيب داده شد و سران آل سعود يك لقمه مىخوردند و يك نگاه به تلويزيون العربيه كه شبكۀ ماهوارهاى خودشان است مىانداختند، ساعت11: 5 شد و ما همراهان به محل اقامت برگشتيم و بعد از تجديد وضو براى طواف به مسجدالحرام رفتيم و آقاى هاشمى رفسنجانى با ملك عبدالله ماندند تا با هم گفتگو كنند.
فردا پيش از ظهر در جلسهاى كه با آقاى هاشمى رفسنجانى داشتيم، ايشان گفتند گفتگوى ديشب تا ساعت 2:5 بعد از نصف شب ادامه داشت و البته ناتمام ماند ولى ملك عبدالله گفت حالا كه تا اين ساعت بيدار ماندهايم بهتر است اجلاس را كه قرار بود ساعت 9 صبح برگزار شود به تأخير بيندازيم و در ساعت يك بعد از ظهر شروع كنيم. گفتگوهاى آقاى هاشمى رفسنجانى و ملك عبدالله در لحظات قبل از شروع اجلاس و در روز چهارشنبه هفتۀ بعد (22 خرداد) در جده ادامه يافت .
دربارۀ محتواى اين گفتگوها جداگانه خواهم نوشت ليكن در اينجا فقط اين نكته را به مناسبت توسعۀ مسعى لازم است يادآورى كنم كه ملك عبدالله در اولين ديدار، ضمن ارائۀ گزارشى به آقاى هاشمى رفسنجانى دربارۀ كارهايى كه در اين زمينه صورت گرفته گفت: علماى ما با توسعۀ مسعى مخالفت كردند درحالىكه كوههاى صفا و مروه بسيار عريضتر از آن چيزى است كه تاكنون مورد استفادۀ سعى كنندگان بوده و در قسمتهايى از اين كوهها مردم خانه ساختند و ما خانهها را از آنها خريديم و مسعى را توسعه داديم. با اينحال علماى ما به ما اعتراض كردند و مشكلاتى بهوجود آوردند ولى ما اعتنا نكرديم و اين كار را كه براى رفاه حال زائران لازم بود انجام داديم.
جالب است كه در خود عربستان شيخ محمد على عمرى، رهبر شيعيان مدينه طرح توسعۀ مسعى را تأييد كرد و آن را منطبق با معيارهاى شرعى دانست و در ايران نيز مراجع تقليد همين نظر را دادهاند. ملك عبدالله مشكلات ديگرى هم با علماى عربستان دارد كه در ادامه اين يادداشت ها به آنها نيز اشاره خواهم كرد.