75علاوه بر بعضى افراد، كه نامشان برده شد و حضورشان در هيأت با موضوع سفر متناسب بود، افرادى هم در هيأت حضور داشتند كه با موضوع سفر تناسب داشتند؛ مثل حجت الاسلام سيد ابوالحسن نواب، قائم مقام سابق مجمع اهل البيت و مدير مؤسسۀ اديان حجت الاسلام سيد حسين علمى حسينى رابط رييس مجمع تشخيص صلحت نظام با روحانيون.
براى من و ساير همراهان كاملاً قابل درك بود كه آقاى هاشمى رفسنجانى افراد فراموش شده را با هدف تكريم به سفر عمره دعوت كند، اين از ويژگىهاى اين روحانى با عاطفه است همان چيزى كه امروز در جامعۀ انقلابى و اسلامى ما حكم اكسير را پيدا كرده است.
البته بعضى از اين افراد خودشان پيشنهاد كرده بودند در اين سفر حضور داشته باشند و آقاى هاشمى رفسنجانى هم استقبال كرده بودند. آقاى دانش جعفرى به دليل دعوتى كه از دوران وزارت براى شركت در يك اجلاس اقتصادى در جده داشت و با اين سفر همزمان مىشد قصد داشت بعد از آن اجلاس به هيأت ملحق شود ولى آقاى هاشمى رفسنجانى به ايشان گفتند از ابتدا با هيأت همراه باشند و در اثنا به اجلاس خودشان هم بروند كه همين كار را هم كردند. آقايان فلاحيان و محسن رضايى هم براى اينكه روى آن دسته از اروپايىها - كه در مسند حكومتىشان مىنشينند و به پليس بين الملل دستور مىدهند فلان مسؤول ايرانى را به اتهام واهىِ دست داشتن در واقعه «آميا» يا « ميكونوس» در هر نقطۀ جهان كه ديده شود بازداشت كنند - كم شود، به همراه آقاى هاشمى عازم سفر خارج از كشور شدند و به 5 شهر عربستان هم رفتند و علاوه بر انجام مناسك عمره و زيارت مدينه در ميهمانى دولتمردان كشور عربستان هم شركت كردند و بعد از 10 روز مسافرت خارجى به تهران برگشتند. البته بوقهاى تبليغاتى رژيم صهيونيستى آن روزها سرو صداى زيادى به راه انداختند و حتى به پليس بين الملل توصيه كردند كه از موقعيت استفاده كند و اين دو نفر را بازداشت نمايد ولى مثل اينكه پليس بين الملل كه مىدانست اينجا تيغش نمىبرد، اصلاً به روى خودش نياورد و بى سروصدا از كنار قضيه گذشت.
ساعت 5:6 بعد از ظهر به وقت تهران و 5 به وقت عربستان وارد جده شديم. بعد از مراسم استقبال كه توسط مقامات عربستان در فرودگاه جده صورت گرفت، به « قصر المؤتمرات» يا هتل محل اقامت ميهمانان اجلاسها رفتيم و بعد از يكساعت استراحت عازم «جُحفه» شديم تا براى انجام مناسك عمرۀ مفرده مُحرم شويم.
ورود ما به جحفه با اذان مغرب مقارن شد. نماز مغرب و عشا را با لباس احرام در مسجد جحفه به امامت آيت الله هاشمى رفسنجانى خوانديم و عازم مكۀ مكرمه شديم. يكساعت و نيم بعد به مكه رسيديم و در « قصر الضيافه» يا هتل محل اقامت ميهمانان دولت عربستان مستقر شديم.
قصر الضيافه ساختمان بلند مرتبهاىاست كه جنب كوه صفا قرار دارد و طبقات بالاى آن به مسجدالحرام و كعبه مشرف است. علاوه بر اتاقهايى كه پنجرههايشان به كعبه ديد نزديك دارند در طبقۀ پانزدهم اين ساختمان نمازخانهاى وجود دارد كه مسجدالحرام و كعبه و اطراف مسجدالحرام كاملا زير نگاه قرار دارند و وقتى از آن بالا چشمت به جمعيتى كه درحال طواف كعبه است بيفتد، حتى اگر خيلى خوددارباشى تا مدتى نمىتوانى نگاهت را از اين زيباترين منظرۀ معنوى بردارى. در كنار قصرالضيافه دو ساختمان ديگر با همان قد و قواره و شكل و شمايل و رنگ وجود دارد كه يكى «قصرالملكى» يا محل ديدارهاى پادشاه عربستان است و ديگرى «قصرالمؤتمرات» يا محل برگزارى اجلاسها است. اجلاس بين المللى گفتگوى اسلامى قرار است روز چهارشنبه 15 خرداد در اين ساختمان برگزار شود و قبل از آن، ديدار آيت الله هاشمى رفسنجانى و همراهان با ملك عبدالله پادشاه عربستان در آن ديگرى انجام خواهد شد. اين هر دو ساختمان هم مثل قصرالضيافه بر مسجدالحرام و كعبه مشرف هستند.
اينها همه حواشى قضيه هستند، اصل اين است كه فعلا ساعت نزديك 12 شب سه شنبه 14 خرداد است و حولههاى سفيد احرام ما را به غرق شدن در درياى انسانهاى درحال طواف به دور كعبه دعوت مىكنند. من و آقاى علمى حسينى كه سيد بزرگوارى است، ساعت 12:5 به مسجدالحرام مىرويم و در جمعيت درحال طواف محو مىشويم. يكساعت و نيم بعد كه خود را باز مىيابم، طوافها و سعىها را انجام دادهام و نمازها را خواندهام و مناسك عمرۀ مفرده را به پايان بردهام اما نمىدانم آيا واقعاً خودم را يافتهام يا همانم كه يكساعت و نيم قبل بودم! اين عمره را كه در اولين ساعات صبح روز 14 خرداد انجام شد، به نيابت از امام خمينى و شهيد بهشتى و ساير شهدا انجام دادم. خدا قبول كند.
آقاى هاشمى رفسنجانى و ديگر همراهان، با اينكه حدود يك ربع ديرتر از ما وارد طواف شده بودند با چالاكى همه مناسك را پشت سرهم انجام دادند و همزمان با ما به پايان اعمال رسيدند.
* * *
دولت عربستان كه مسعى را توسعه داده، براى زائران حلّ مشكل كرده ولى براى خودش دردسر درست كرده است. دراين طرح به اندازۀ مسعاى قديم، از سمت راست مسير صفا به طرف مروه ضميمه مسعى شده تا شروع سعى از اين مسير باشد و زائران از مروه كه بر مىگردند مسير سابق را به طرف صفا طى كنند. بدين ترتيب وسعت مسعى دو برابر شده و كمك خوبى به زائران صورت گرفته است. اما همين اقدام براى دولت عربستان دردسر هم درست كرده است. مخالفتها و ايرادهاى بنى اسراييلى علماى وهابى كه تازگىها ترجيح مىدهند به آنها «سلفى» گفته شود نه وهابى؛ يعنى مىخواهند بگويند ما پيروان سلف صالح هستيم نه محمد بن عبدالوهاب! همين هم غنيمت است، چون اين اميد وجود دارد كه تبرّى جستن از اين آقاى محمد بن عبدالوهاب كم كم راه را براى دور شدن اين حضرات از افكار خشك او هم هموار كند.
دردسرهاى جديد را ملك عبدالله در ديدار با آيت الله هاشمى رفسنجانى در همان قصرالملكى كه جنب كوه صفا قرار دارد به عنوان يك درد دل با ايشان در ميان گذاشت.