51پس از يك دوره روابط نسبتاً مطلوب بين ايران و عربستان، شرايط منطقه و تفاوت نوع نگاه طرفين درباره موضوعات مختلف منطقه، فضاى روابط دو كشور را بسيار حساس و پيچيده كرده است. اگر چه عربستان از تشديد بحران در منطقه و ايجاد يك بحران جديد در محيط امنيتى خود استقبال نمىكند، اما از تضعيف نقش و نفوذ ايران در خاورميانه خشنود خواهد شد.
ملك عبدالله در مقايسه با سلف خود داراى تجربه، عقلانيت و هوشمندى سياسى است، اما خود او نيز بين شاهزادگان خانوادۀ سلطنتى، روحانيون سلفى و خواستهاى ايالات متحده براى مقاومت در برابر آنچه «بلند پروازى و توسعه طلبى ايران» توصيف مىشود، محصور مىباشد. در چنين شرايطى كه غليان سياسى عربستان طبيعى به نظر مىرسد و روند تحولات به طور طبيعى نمىتواند كاملاً همسو با خواستهاى رياض به پيش رود، تقابل و مواجهۀ كامل به خصوص در عرصۀ رسانهاىنمىتواند متضمن منافع ملى جمهورى اسلامى باشد.
آنچهكه ايران در تعقيب اهداف وسياستهاى منطقهاى و اتخاذ استراتژىها در محيط پيرامونى خود بايد مورد توجه قرار دهد، نهتنها منافع ملى وامنيتى، بلكه دركى واقعبينانه ازمنافع ملى وامنيتى ونگرانى وحساسيتهاى ساير بازيگران اصلى منطقهاى به ويژه عربستان سعودى است. بدين معنى كه ايران براى حفظ دستاوردهاى خود در منطقه و موقعيت كنونىاش نياز دارد كه از ايجاد احساس ناكامى و باخت كامل در حريف جلوگيرى نمايد؛ چرا كه در غير اين صورت بازيگران رقيب، چون عربستان تلاش مىكنند شرايط و ائتلافهاى منطقهاى را بهگونهاى تغيير دهند كه ممكن است به تضعيف موقعيت و از دست رفتن موفقيتها براى ايران منجر شود.
در سالهاى اخير، با توجه به شرايط جهانى و تحوّلات منطقه به دورانى وارد شدهايم كه در آن موضوع سياست خارجى ايران بايد ميل به استقرار ثبات در منطقه (برحسب آراى مردم) و نه ميل به تغيير و دگرگونى باشد. اما در مورد عربستان بهعكس، ضرورى است كه ميل به تغيير، موضوع سياست خارجى عربستان واقع شود و اين كشور از تمايل تاريخى خود به محافظهكارى فاصله گيرد. دولتمردان اين كشور به تدريج به آن سمت مىروند (و ديپلماسى ايران نيز بايد بكوشد آن را تسريع كند) كه مصلحت دولت خود را در تغييرات و نه در تداوم و ثبات وضع موجود بجويند.
در اين سالها همچنين مسائل و موانع در روابط ايران و عربستان جدّىتر و قابل دركتر شدهاند، اما الزاماً نمىتوان گفت كه اين روابط وخيمتر و يا بهتر شده است. در اين دوران، بحران سهگانۀ منطقه كه يكى از اصلىترين عرصههاى تعيين كنندۀ آينده سياسى خاورميانه هستند؛ يعنى فلسطين، لبنان و عراق، صرفاً التهاب و اهميت بيشترى يافتند و به دنبال آن سه گانه يا مثلث ايران - عربستان - آمريكا نيز از تعيينكنندگى بيشترى برخوردار شدهاست و مجموعاً بر حالت انتظار براى تحقق يك تحوّل در منطقه افزودهشدهاست.
با وجود آنكه عربستان براى رويارويى با جهش استراتژيك و نفوذ منطقهاى ايران دست به تحركات گوناگون و پذيرفتن انواع هزينهها زده است، ولى بى گمان نمىخواهد چالش و تنش در روابطش با ايران افزايش يابد. اين دولت از جهتگسترش دامنه بحرانها در خاورميانه و درغلطيدن تمام منطقه به بىثباتى بسيار نگران است. اين حقيقتى بسيار اساسى است و به مثابه عامل توازنبخش در همۀ سياستهاى تعارضى عربستان از جمله در برابر ايران عمل مىكند. گرايش به ثبات و وحشت از تغييرات اساسى در منطقه، اصل اساسى ديپلماسى رياض است و همين گرايش اصولى سبب شده است راههاى بهبود روابط با ايران علاوه بر آنكه هيچگاه كاملاً بسته نشود، ظرفيتهاى رو به رشدى براى گسترش روابط نيز خلق كند.
عربستان به كاهش سهم، جايگاه و نقشآفرينى خود در عراق، لبنان، اراضى اشغالى و كشورهاى همسايۀ خود حساس مىباشد و رايزنىها و واكنشهاى اخير سعودىها نيز تلاش براى آرايش صحنۀ بازى بهگونهاى مىباشد كه مطلوب آنهاست. در چنين شرايطى، درايت، هوشمندى و عدم مواجهه و مقابلۀ كامل با رياض از سوى ايران مىتواند گزينهاى مطلوب باشد.
مناسب است جمهورىاسلامى ايران تحركات اخير عربستان (بهخصوص تلاش براى احياى طرح صلح عربى) را به دقت مدّ نظر قرار دهد. اگر ايران موفق به القاى اين نكته به پادشاهى سعودى شود كه جمهورى اسلامى نقش و سهم متناسب و معقول عربستان را درموضوعات منطقه لحاظ مىكند و بدان واقف است، مىتواند از تنش بيشتر در روابط دوجانبه جلوگيرى كند. به نظر مىرسد اگر عربستان احساس كندكه تحوّلات سالهاى اخير منطقه باعث شده شرايط به نفع جمهورى اسلامى ايران و شيعيان و به ضرر عربستان سعودى و اهل تسنن تغيير يابد، آنگاه فعاليتهاى ضدّ شيعى و ضدّ ايرانى خود را در تمامى صحنهها با شدت بيشترى ادامه دهد.
جمهورى اسلامى مناسب است نگاهى عميق، استراتژيك و دراز مدت نسبت به تحولات منطقه و روابط با عربستان سعودى داشته باشد. قدر مسلّم آنكه ايران نمىتواند از حقوق خود چشمپوشى كند، اما مىتواند درضمن حفظ منافع كشور بهگونهاى عمل كند كه كشور به طور همزمان در چند جبهۀ سياسى درگير نشود. با توجه به شرايط منطقه، درگيرى و مواجهه كامل با عربستان مىتواند مانعى جدى بر سر راه منافع ملى ايران به وجود آورد.
در آينده ممكن است باز هم بر نفوذ و امكانات منطقهاى ايران افزوده شود؛ اما نكتۀ مهم تثبيت نفوذ است كه ايران بايد براى آن برنامهريزى و طراحى داشته باشد و در اين راه همكارى با كشورهاى مهم منطقه ضرورى است. افزايش نفوذ ايران حالت تدريجى دارد و بايد با ثبات و امنيت در منطقه همراه گردد. لازم است براى بارور شدن زمينههاى كهن فرهنگى و روانى كه ملت ايران در دوران قبل از تاريخ مدرن خود از آن برخوردار بود؛ يعنى نفوذ بدون عامليت نفوذ، گسترش فرهنگى و نيز اقتصادى، بدون گسترش سياسى گامهاى لازم برداشته شود. انواع تحركات فرهنگى و اقتصادى و علمى و بدون لحاظ نمودن برخى از حساسيتهاى تنشزا مىتواند موجب كاهش و تضعيف ذهنيتهاى منفى در همسايگان شود. بايد پذيرفت كه هر چه آرامش در فضاى پيرامونى ايران بيشتر شود، نفوذ (ماهيتاً تدريجى) ايران نيز بيشتر مىشود و در اين راه، ايران بايد براساس شرايط در منطقه ابتكارهاى جديدى طرح كند و وضعيت جديد را مديريت نمايد.