50مسألۀ وحدت اسلامى، به عنوان يك ضرورت، فقط مربوط به عصر حاضر نبوده و از صدر اسلام مطرح و از اهميت برخوردار بوده است. ولى به نظر مىرسد با توجه به تحولات پيچيدۀجهان امروز و اختلافات اسفانگيز سياسى و فكرى ميان امتها و كشورهاى اسلامى، پرداختن به موقعيت جهان اسلام و به طريق اولى پرداختن به راههاى اتحاد مسلمانان، بيش از پيش اولويت يافته است.
بسيارى از كشورها در مناطق مختلف جهان به دنبال حل مشكلات و ايجاد ائتلاف و همكارى منطقهاى مىباشند و هر روزه شاهد تشكيل يا گسترش و تعميق همكارىهاى چند جانبه و منطقهاى مىباشيم كه اكثر آنها اهداف چند وجهى دنبال مىكنند. اكثر اين اتحاديهها علاوه بر تأكيد بر گسترش همكارى ميان كشورهاى عضو، تلاش مىكنند با يك صداى با قدرت با ديگران تعامل نمايند.
پس از فروپاشى بلوك شرق، شاهد برخورد اسلام و غرب در برخى جنبهها بودهايم و غرب از همۀ توان و ابزارهاى خود مانند ناتو، G7 و اتحاديۀ اروپا و ديگر سازمانهاى منطقهاى و بينالمللى براى دستيابى به اهداف خود بهرهبرده است. در چنين شرايطى، بيش از پيش ضرورت اتّحاد اسلامى احساس مىشود؛ زيرا كشورهاى اسلامى به صورت منفرد و مجزا نخواهند توانست به اهداف خود برسند و از حقوق خود دفاع نمايند.
فقدان وحدت در ميان امت اسلامى، ثمرهاى جز عقبماندگى كشورهاى اسلامى، علىرغم برخوردارى از مزيتهاى جغرافيايى، جمعيتى و امكانات عظيم، به همراه نداشته است. اختلافات ميان مسلمانان حاصلى جز كينه و دشمنى باقى نمىگذارد. با وجود تفرقه، مسلمانان به جاى پرداختن به مسائل اساسى خود؛ از قبيل بسط انديشههاى بلند اسلام، حركت در راستاى برقرارى عدالت اجتماعى و آزادىهاى سياسى، تلاش براى حركت به سوى توسعه و رشد اقتصادى و رفاه امت مسلمان و موضوعات مفيد ديگر، به تعصبات غيرلازم و غير مفيد كشانيده شده و انرژى و توانايى خود را در مقابل يكديگر مصروف مىدارند.
امت اسلامى بيش از هزار سال است كه اختلافات را تجربه كرده و هيچ سودى از اين تجربه حاصل نشده است. بنابراين، دعوت اسلام امروز اين است كه اين بار وحدت اسلامى را حول موضوعات كلى و مشترك تجربه كنيم و ثمرات آن را بچشيم.
هر مسلمانى بايد از خود بپرسد: آيا به «اسلام» تعهد و التزام دارد يا به اختلافاتى كه باعث جدايى مذاهب اسلامى از يكديگر مىشود؟ مسألۀ وحدت در دنياى امروز با سربلندى و عظمت اسلام مرتبط است و مىتوان گفت كه در تقسيمبندى علل، در دستۀ «علل مبقيه» يعنى از عوامل پايدارى، استمرار و بقاى اسلام قرار مىگيرد.
ترديدى نيست كه حل و فصل مسائل و اختلافات اعتقادى و فرهنگى، بسيار بيش از اختلافات سياسى نيازمند عناصرى اساسى از قبيل «روحيۀ علمى» ، «سعۀ صدر» ، «انصاف و بىطرفى» و «بينش و آگاهى نسبت به طرف مقابل» است و هرگونه پيشداورى ذهنى مبنى بر بطلان عقيدۀ مقابل به معناى قضاوت زودرس بوده و در نتيجه هر حاصلى از آن به بار آيد، يقيناً چيزى به نام وحدت نخواهد بود.
كسى منكر اين مسأله نيست كه در هر دو جامعه تشيع و اهل سنت، افرادى هستند كه به دلايل مختلف سخنانى را بر زبان رانده يا مكتوب مىكنند كه حاصلى جز افزايش تفرقه به همراه ندارد.
اما از علما و دانايان دلسوز هر دو طرف انتظار مىرود كه ضمن پيشگيرى از تداوم و تكرار اين تفرقه افكنىها، از دامن زدن به اختلافات پرهيز نموده و بدين ترتيب اجازه ندهند خواستۀ تاريخى دشمنان اسلام جامۀ عمل بپوشد.
آن وحدتى كه مسلمانان امروز بدان نيازمندند، نه وحدت در فروع فقهى است و نه وحدت در تبيين عقلانى جزئيات اصول معتقدات، بلكه وحدتى همه جانبه براى تقويت جهان اسلام و خنثىسازى توطئهها مىباشد؛ يعنى همان وحدتى كه قرآن كريم از آن به ديوار آهنين تعبير مىفرمايد تا در راه خدا پيكار كنند .5 اين پيكار نه تنها در ميدان كارزار، بلكه در تمامى صحنههاى دانش و همكارىهاى علمى و مبادلات اقتصادى و غير آن بايد تحقق يابد.
اگر چه كل مسلمانان در اين زمينه مسؤول هستند، اما بيشترين وظيفه هدايت امت اسلامى به سمت وحدت و دورى از تفرقه، بر عهدۀ دانشمندان و علماى اسلام است و در اين زمينه وظيفۀ آنان از همه سنگينتر است. دعوت به وحدت و مبارزه با تفرقه، از مصاديق بارز امر به معروف و نهى از منكر است و خداوند براى امر به معروف و نهى از منكر از علما پيمان گرفته است.
هنگامى كه اين مباحث از سطح واقعى خود - يعنى مباحثات ميان علما و خيرخواهان دو طرف - تنزل نموده و در ميان عوام كه معمولاً خارج از حيطۀ آگاهىهاى علمى و وسعت نظر در تحمّل سخنان مخالف هستند مطرح شود، از سطح واقعى خود تنزل مىنمايد.
يكى از وظايف علماى اسلام از هر دو طايفۀ شيعى و سنى در اين برحۀ حساس از تاريخ اين است كه از نزديك يكديگر را بشناسند و ارتباطات كلامى و مكاتباتى مستمر و دوستانۀ علمى ميان آنان برقرار شود. الگوى مكاتباتى علاّمه سيد عبدالحسين شرفالدين با شيخ الأزهر مىتواند بسيار مفيد باشد.
زمانى كه علماى شيعه و سنى با يكديگر مباحثات علمى و مستدل و به دور از تعصبات غير لازم داشته باشند، به زودى ثمرات آن را نيز در جامعه و امت اسلامى شاهد خواهيم بود. اين امر حتى بر سياستمداران كشورهاى اسلامى نيز تأثيرگذار خواهد بود.
5
- تعامل ايران و عربستان براى ثبات و امنيت در منطقه