23واين قدم خير مقدم در جوف كعبۀ معظّمه بود تا آنكه در ستّه تسعَ [و] خمسينَ و تسعمائه [959] كه عمارت حرم تاريخ يافتهاند ديوار كعبۀ معظّمه رسنى پيدا كرده بود و علما را در باب شكافتن11 آن جهت حرمت اختلاف شده، بعد ازحصول استفتا و وصول فتوى از دارالسّلطنۀ استانبول چون رخصت تعمير حاصل شد،12 در آن وقت آن تمثال مقدّس را از داخل كعبۀ معظّمه برآورده در ميان گنبدى كه در صحن مسجدالحرام است نهاده بودند.
و در تاريخ سمهودى كه تاريخ مدينه است و در ديار عرب اعتبار تمام دارد و يكى از افاضل اكابر13 از زبان عربى به فارسى آورده،14 [چنين] مذكور است كه چون حضرت رسالت پناهى - صلّى الله عليه وآله و سلّم - در غزوۀ خيبر پاى مبارك را بر سنگ نهاده آن طرف ديوار عساكر اعدا را مىديدند، قدمهاى آن حضرت بر سنگ منقّش شده بود.15
سلطان رسل ماه عجم شاه عرب
و نشان قدم آن حضرت در مدينه، معروف و مشهور است. علما و مشايخ زيارت مىكنند و همچنين در بلدۀ نيشابور يكى از اوليا آورده است و الآن موجود است [و نمايان].
و آنچه در رساله [اى] كه در باب تمثالى16 كه در حضرت دهلى است وولايت پناه حقايق دستگاه شيخ عبدالله كه يكى از اولاد مخدوم جهان و مخدومزاده جهانيان شيخ جلال بخارى - قدّس سره - است آورده، [و] مذكور است كه در باقنه17 قلعه18 كه آن سرور - صلّى الله عليه وآله وسلّم - محاصره كرده بودند، زمينى بود پرگِل. كفّار معجزه طلبيدند كه اگر اين گل سنگ شود ما حصار را تسليم كنيم و ايمان آوريم. در آن وقت آن قطعه زمين سنگ شد و نشانهاى19 قدم آن حضرت برآن ماند و آن را به تيمّن گرفتند و به اطراف و اكناف بردند و قبلهگاه20 حاجات ساختند و درحضرت دهلى جايىكه آن تمثال مبارك مركوز است عمارات عاليه ساختهاند و خادمان در جوار آن مىباشند وكعبۀ خواصِّ و عوام است، وحضرت ظلّ اللهى - خلّد ظلاله العالى - چند قريه را وقف مجاوران آن كعبۀ آمال و قبلۀ اقبال فرمودهاند و اين ضعيف مكرّر به شرف استلام آن مقام21 مشرّف شده و در آن جا اين بيت نوشته:22
در زمينى كه نشان كف پاى تو بود
سالها سجدۀ صاحب نظران خواهد بود23
و همانا كه لسان الغيب و ترجمان اسرار خاص از براى [اين] مقام متكلّم شده و يك بار در آن نواحى در ركاب حضرت اللهى - خلّد ظلاله العالى - روى نموده:24
حضرت دهلى ملائك مطاف