21و تحيت و تسليم نثار نبى كريم پيش قدم راه [تعظيم] رسالت، مقدّم نشين صدرگاه جلالت، مبشّرى كه به نويد جاويد «أَ
نَا الحَاشِرُ الَّذِي يَحشُرُ النَّاس عَلَي قَدَمِي » خاك نشينان فرامُشخانۀ فنا را سر بلندى داد؛ شفيعى كه به بشارت «
مَنِ اغْبَرَّتْ قَدَمَاهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَرَّمَاللَّهُ جَسَدَهُ عَلَي النَّار
ِ » غبارآلودگان راه خدا را به آب چشمۀ فردوس شستوشو فرمود؛ چون خطاب فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ شنيد دست دعا به استقامت قدم برداشت كه « اللَّهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمَيَّ عَلَي دِينِكَ» . و از آن جا كه [مقرّب بارگاه] كبرياى [نسخه 2 بدون كبرياى] احديت فرموده كه «شَيبَتْنِى [سُورَۀ] هُودٌ» لمؤلفه:
آن قدم بر سرِ سپهر زده
و بر آل هدايت مآل و اصحاب سعادت نصاب او؛ رباعى:
آنها كه نشستند به ظلّ [زير] علمش
رَضى الله عَنهُم اَجمعين.
بر ضماير ارباب بصائر مختفى و مستتر نيست كه در [لوح] محفوظ كالنّقش فى الحَجَر مرتسم است كه به مصداق: وَمَا تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً (مزمل: 20) جميع خيرات و مبرّات عباد كه از كنج خانه وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الأَرْض تعين يافته و در روزنامۀ و نكتب ماقدّموا و آثارهم مسطور و مرقوم است: