63چون افرادى كه سفر اولشان است، نميتوانند فضاى مثلاً مطاف را تجسّم كنند و دائم مىپرسند: طواف را از كجا آغاز كنيم؟ چگونه طواف كنيم؟ و. . . با بيان شفاهى نميشود حق مطلب را ادا كرد. براى آسان شدن فهم مناسك براى عموم، بهتر است از فيلم يا ماكتهايى كه وجود دارد استفاده شود؛ يعنى تمام آداب و مناسك حج، بهصورت يك فيلم درآيد و آن را از ابتدا، بهطور زنده، به خصوص براى آنهايى كه به حج نرفتهاند، تشريح كند. در اين صورت حاجى به آنجا كه مىرسد، وقت زيادى براى آموختن مناسك صرف نميكند.
3. ايراد سخنرانى به زبان هاى گوناگون؛ امسال ملاحظه كرديد سخنرانيهايى كه در حج ايراد شد، واقعاً با ارزش بود و مورد توجه قرار گرفت.
به عقيدۀ بنده، بايد در ايران مطالبى تهيه شود و در موسم حج، در مكانهاى مختلف و براى تمام مواقع، به زبان عربى، فارسى و حتى اگر ممكن بود تركى ايراد شود. اجتماعاتى كه در آنجا تشكيل ميشود، واقعاً قابل استفاده است. تصور ميشد دولت سعودى موانعى ايجاد كند، كه ديديم آنها زياد مانع نيستند. لازم است برنامهريزيهايى انجام گيرد كه اجتماعات واحدى از چند كاروان تشكيل شود و چنين نباشد كه هر كاروانى، درگوشهاى از مسجدالنبى (ص) دستهاى تشكيل دهد!
اكنون با توجه به مطالبى كه بيان شد، به نظر ميرسد بايد شخصى به عنوان متصدى، براى پيگيرى پيشنهادها برگزيده شود؛ يعنى وقتى كميسيونها و گروههايى تشكيل شد و هركدام در مورد موضوعى نظرى دادند، آنها را تدبير و مديريت كند كه مثلاً جلسۀ بعد دركجا برگزار ميشود و موضوع جلسه چيست و. . . آنگاه با تلفن همه را دعوت كند و در صورت تغيير مكان جلسه، همه را در جريان بگذارد.
روشن است كه افراد زيادى در موضوع حج صاحبنظر هستند و در اين هيچ ترديدى نيست. ممكن است راهحلهاى صحيحى بهنظرشان برسد كه قابل استفاده باشد. وضع طورى نباشد كه ما بهاصطلاح راه را بر چنين افرادى ببنديم. به هر حال، هركسى نظرى دارد كه بايد بتواند آن را ابراز كند و به وجه احسن از آن بهرهبردارى شود.
استاد مطهرى: آن بخش از مطالبيكه مربوط به جنبههاى فقهى حج است و مربوط به آقايان مراجع ميباشد، بايد بگويم:
* با تجربهاى كه دارم، فكر ميكنم كه بايد مراجع را تا حدّى در مقابل كار انجامشده قرار دهيم. شما اگر بخواهيد نامه بنويسيد كه آقا! بياييد راجع به اين موضوع فكر كنيد و نظريه بدهيد و. . . معلوم نيست به نتيجه برسيد، اما اگر افراد صلاحيتدارى، كار علمى كنند و نظر خود را بنويسند، بعد آن را در اختيار مراجع و فقها قرار دهيم و بگوييم: اين آقايان چنين نظريهاى دادهند و به اين دلايل استدلال كردهاند، نظر شما در اين باره چيست؟ در اين صورت خواهيد ديد كه زيرش امضا ميكنند كه: من هم موافقم. نفر بعدى هم ميگويد من هم موافقم. راهش اين است و اين بهتر است.
اگر بخواهيد تمام مسؤوليت چنين كارى را به عهدۀ چند نفر بگذاريد، كار مشكلى است.
ما از جناب آقاى موسوى زنجانى هم دعوت كرده بوديم تشريف بياورند و اظهار علاقه كرده بودند كه تشريف بياورند، ليكن كسل بودند و نيامدند. اگر ايشان حضورداشتند و حضرت آقاى جزايرى با ايشان و يكى دو نفرِ ديگر، مسؤول اين كار ميشدند ونظريۀ خودشان را مينوشتند، ممكن بود يكى دو نفر، پنج نفر و يا حتى ده نفر ضميمه شوند و آنها هم نظرشان را بگويند و بنويسند، بعد ببرند نزدِ مثلاً آقاى (آيت الله) ميلانى و نظر ايشان را بپرسند. يا پيش مرجع تقليد ديگر. در اين صورت كار درست ميشود.
به نظر ميرسد راه عملى و تحقّق يافتنى اين است، نه اينكه شما از ابتدا همهچيز را از آنها بخواهيد.
روشن است كه با اين شيوه بهجايى نخواهيم رسيد. مسلّم است اگر افرادى روى اين قضيۀ به خصوص مطالعه كنند، از هر مرجع تقليدى بيشتر مطالعه ميكنند. ما، در اين قضيه تجربه داريم. در هر مسألهاى اگر كسى تخصصى كار كند؛ مثلاً يك سال مطالعه نمايد، از يك مرجع تقليد بهتر نظر ميدهد. بهاين جهت كه مرجع تقليد زمان زيادى ندارد روى مسألۀ بهخصوصى مطالعه كند.
مرحوم آقاى بروجردى، گاهى وقتها به فتواهايى از شيخ طوسى كه ميرسيد، برايش عجيب بود! ميگفت تعجب نكنيد. برويد تقسيم كنيد وقت شيخ طوسى را به مجموع كتابهاييكه نوشته است. اگر تقسيم كنيد، خواهيد ديد، وقتى را كه به مسألهاى خاص اختصاص داده، پنج دقيقه بيشتر نبوده. شخصيكه بيش از پنج دقيقه براى مسألهاى فكر نكرده، بهتر از اين نميتواند نظر بدهد. اين ايراد به خود همين مراجع حاضر هم الآن وارد است.