34داغديده چهار فرزندش بود، از فرط ناراحتى، زينب را در آغوش كشيد و با تمام وجود فرياد زد: «وا ولداه، واحسيناه» و نگفت: «واولداه، واعباساه» ، با اينكه عباس پاره تن و جگر گوشهاش بود.
امّالبنين، پيام آور مظلوميت و شهادت حسين (ع)
يكى از مواضع ارزشمند و فراموش نشدنى امّالبنين (س) اين بود كه ايشان - حسب قول مورّخان - هر روز به قبرستان بقيع مىرفت و براى شهادت فرزندان فاطمه (س) و فرزندانش ناله مىكرد و ضجّه مىكشيد تا آنجا كه مردم پيرامون او جمع مىشدند و از فرط حزن و اندوه او، محزون و غمگين مىشدند و بر دستگاه بنى اميه خشم مىگرفتند و از آنها بيزار مىشدند و اين خود مرحله ديگرى بود از نهضت بزرگ عاشورا و تبليغ اين پيام كه
«كلّ أرض كربلا، و كلّ شهر محرّم» ؛ يعنى هر سرزمينى مىتواند مظهر نبرد نابرابر ميان حق و باطل و داد و بيداد باشد و هر ماه را مىتواند ماه محرم شمرد و اين مأموريتى بود كه اُم سلمه و حضرت زينب (س) با شايستگى آنرا انجام دادند و دشمن خونخوار را براى همگان و تاريخ رسوا كردند، و خود ديگر به چيزى نگاه نمىكردند، مگر بهياد حسين و چيزى را احساس نمىكرد، مگر حسين و چيزى را بهياد نمىآورد، مگر ياد حسين و چيزى را تكرار نمىكرد، مگر يا حسين!
وفات امّالبنين (س) و جايگاه مرقد مطهرش
بهراستى كه امّالبنين در طول زندگى خود، رنجها و مصيبتهاى زيادى را متحمّل شد. وى از زمانى كه همسر على (ع) شد، از يك سوى شاهد مسألۀ خلافت و رنجها و رويدادهاى سهمگين و دشوارى بود كه در طول 25 سال پس از رحلت پيامبر (ص) رخ داد و از سوى ديگر حوادث جانكاه دوران خلافت على (ع) و روبرو شدن حكومت او با دشمنان گوناگون؛ مانند قاسطين، مارقين و ناكثين را مشاهده كرد و سپس با حادثه جگرخراش و طاقتفرساى شهادت حضرت (ع) در محراب عبادت روبرو گرديد. و سرانجام به چشم خود ديد كه چگونه كه مردمان حسنبن على (عليهما السلام) را تنها گذاشتند و دست از يارىاش برداشتند و سلطه كاخ سبز معاويه را بسط دادند و فرزند پيامبر را با زهر به شهادت رساندند! و كار را بهجايى رسيد معاويه حكومت را به فرزند نالايق، شهوت پرست و فاسد خود يزيد سپرد و اينجا بود كه حسين (ع) از بيعت با يزيد سرباز زد و قيام خونين او از همان لحظه آغاز شد و در نهايت اين بانوى دلاور خبر شهادت همه عزيزان زهرا (س) و چهار فرزند برومند خويش را در مدينه دريافت و با اين مصيبت، رنج بزرگ ديگرى به رنجهاى پيشين او افزوده شد. طبيعى است مجموع اين دردها و رنجهاى جانسوز و طاقت فرسا، تن او را رنجور و چشمانش را كم سو و ديدگانش را گريان و مرغ جانش را مشتاق پرواز به سوى ملكوت و رؤيت عزيزانش كرد و حسب نقل كتاب «امّالبنين سيدۀ نساء العرب» وفات ايشان در روز 18 جمادى الثانى و يا در روز 13 همان ماه، بهسال 64 هجرى بود. 91
مرقد مطهّر امّالبنين (س) در قبرستان بقيع، در زاويه چپ آن واقع شده و شايسته است مسلمانان به زيارت آن بروند؛ چراكه زيارت چنين بانوى قهرمان و صابرى، از افضل مستحبات است؛ بهويژه اينكه سنت نبوى و رفتار علوى آنرا تأييد مىكند، تا آنجا كه در كتب سيره، فراوان آمده است كه پيامبر (ص) قبور بقيع را زيارت مىكردند. همچنين حضرت فاطمه قبر عمويش حمزۀبن عبدالمطّلب را زيارت مىكرد و بزرگان صحابه نيز مراقد شهدا و قبور پدران و برادرانشان را زيارت مىكردند. خداوند به يكايك مسلمانان اين فرصت را عنايت فرمايد تا مرقد اين بانوى بزرگوار را از نزديك زيارت كنند، با اين اميد كه روزى فرا رسد مراقد شريف امام حسين، امام سجاد، اما باقر و امام صادق (عليهم السلام) و همچنين مرقد امّالبنين و. . . در آنجا داراى مزار و منارى باشد تا مسلمانان آن را طواف كرده، زيارت نمايند.
دعا كردن و توسل جستن به بانو امّالبنين (س)
ناگفته پيداست كه دعا كردن و توسل جستن به حضرت بارى تعالى، در درجه نخست و سپس به اوليا و انبيا و معصومين (عليهم السلام) و فرزانگان پاك، كه در طول اراده الهى قرار دارند، از نظر عقايد و باورهاى دينى براى هر زن و مرد مسلمان مؤمن لازم و ضرورى است؛ چراكه خداوند متعال در باره اهميت دعا فرمود:
(
قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلاَ دُعَاؤُكُمْ. . . ) ؛02 «بگو اگر دعاى شما نبود، پروردگار من نسبت بهشما اعتنايى نداشت.»