139«فلما أحس بالمرض الذى عداه أخذ بيد على بن أبى طالب و اثبعه جماعة من الناس، توجه إلى البقيع، فقال الذى أتبعه، إننى قد أمرت بالاستغفار لأهل البقيع، فانطلقوا معه، حتى وقف بين أظهرهم، قال: السلام عليكم أهل القبور، ليهنئكم ما أصبحتم فيه مما فيه الناس، أقبلت الفتن كقطع الليل المظلم، ثم استغفر لأهل البقيع طويلاً» . 1چون پيامبر احساس مريضى كردند و با آن مريضى از دنيا رفتند، دست على را گرفتند و جماعتى از مردم هم با ايشان همراه بودند، به بقيع رفتند. به همراهان فرمودند: من مأمور شدهام براى اهل بقيع طلب مغفرت كنم. حضرت مقابل اهل قبور ايستاده، فرمودند: سلام بر شما اهل قبور، تهنيت مىگويم بر شما از آنچه كه شما صبح نموده و در وضع مردم قرار نداريد، فتنههايى همچون پارههاى شب تار بر مردم هجوم آوردهاند. . . سپس به صورت طولانى براى اهل بقيع مغفرت طلب كردند.
نماز بر نجاشى در بقيع
در روايات متواتر، 2در منابع شيعه و سنى آمده است: پس از آنكه پيامبر از طريق وحى دريافت نجاشى، پادشاه حبشه از دنيا رفته، به دليل خدمتى بزرگ كه به مهاجرينِ نخستين كرده بود، آن حضرت مردم مدينه را در بقيع گرد آوردند و بر نجاشى، كه در روم بود، از قبرستان بقيع نماز خواندند.
«قَتَادَةُ وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ فِى قَوْلِهِ وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ نَزَلَتْ فِى النَّجَاشِىِّ لَمَّا مَاتَ نَعَاهُ جَبْرَئِيلُ إِلَى النَّبِىِّ (ص) فَجَمَعَ النَّاسَ فِى الْبَقِيعِ وَ كُشِفَ لَهُ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى أَرْضِ الْحَبَشَةِ فَأَبْصَرَ سَرِيرَ النَّجَاشِىِّ وَ صَلَّى عَلَيْهِ فَقَالَتِ الْمُنَافِقُونَ فِى ذَلِكَ فَجَاءَتِ الْأَخْبَارُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ أَنَّهُ مَاتَ فِى ذَلِكَ الْيَوْمِ فِى تِلْكَ السَّاعَةِ وَ مَا عَلِمَ هِرَقْلُ بِمَوْتِهِ إِلاَّ مِنْ تُجَّارٍ رَأَوْا مِنَ الْمَدِينَة» . 3
«قتاده و جابر بن عبدالله انصارى، دربارۀ قول خداى متعال نقل نمودند كه فرمودند كه: همانا، از اهل كتاباست كسى كه به خدا ايمان دارد. اين آيه دربارۀ نجاشى نازل