144رغبت كرد و بعد از آن گفت: چه نيكو سخنى است اين سخن و چه لطيف كلامى است. من هرگز كلامى به اين لطيفى نشنيدهام و بدين شيرينى كلامى نديدهام.
همچنين مصعب در برخورد با «سعدبن عباده» قرآن بر او خواند و سعد نيز رغبت در اسلام نمود. 1بنابراين، جاى هيچگونه شك و ترديد نيست كه انعطافپذيرى مردم يثرب همراه با نفوذ اعجاز آميز قرآن در قلب و دل آنان از عوامل تسريع و پيشرفت اسلام در مدينه بوده است و آنگاه كه پيامبر خدا مصعب را به مدينه فرستاد، جز مقدارى از قرآن، مگر وسيلۀ ديگرى براى جذب مردم داشت؟ ! او با قرائت قرآن مردم را به اسلام فراخواند.
2. محمد صلى الله عليه و آله پيامبر و فرشتۀ صلح براى يثرب
آنگاه كه آتش جنگ ميان اوس و خزرج زبانه كشيد و تاريخ را بر پايۀ روز و سالِ جنگها بنا مىنهادند، جنگ آطام 2منشأ و مبدأ تاريخ دو قبيلۀ مهم مدينه گشت و تنور جنگ در ايامالحرب، روزگار را بر مردمان يثرب سياه و زندگى را بر كام آنان تلخ مىكرد و در آن روزگار كه ياد وقايع «يوم الفضاء» ، يوم الربيع، يوم الرحابه، يوم السراره، يوم راحس و غبراء، يوم بعاث و حاطب، يوم مضرس و معبس 3و يوم آطام، ذهن و فكر هر اوسى و خزرجى را آكنده از درد ستيز و برادركشى مىكرد و. . . در اين ميان از يثرب نيز كه سالها بود در آنجا ميان دو قبيلۀ اوس و خزرج رقابت و دشمنى شديد در كار بود، جمعى به حج آمدند و در گفتگو با پيامبر، روزنۀ اميدى براى پايان جنگهاى طولانى خود يافتند و پس از شنيدن دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله در عقبه، گفتند: ما قوم خود را در حال دشمنى و گير و دار گذاشتيم و اميدواريم كه خداوند بهوسيلۀ تو آنان را با هم الفت دهد. اكنون به يثرب برمىگرديم و آنان را به اسلام مىخوانيم، باشد كه خدا به اين دين هدايتشان كند!
در نقل ديگر نيز آمده است: چون پيامبر از آنان خواست كه حمايتش كنند، گفتند: از جنگ بعاث چيزى نگذشته است و اكنون در اين وضع آمدنت به مدينه بىنتيجه خواهد بود، بگذار تا ما بازگرديم، باشدكه خداوند ميان ما سازش پديد آورد. 4يوم بعاث
طائفۀ اوس در جنگ با خزرج، از يهود بنىقريظه و بنىنضير كمك خواستند،