145چون اين خبر به خزرج رسيد، به يهوديان پيام دادند كه آگاهى يافتيم كه اوس براى جنگ با ما از شما كمك خواسته است.
بدانيد كه ما از كمك گرفتن از عرب به شمارۀ شما و بيشتر از شما عاجز نيستيم و اگر بر شما ظفر يافتيم، برايتان ناخوشايند خواهد بود و اگر شما پيروز شديد، هرگز دست از مبارزه نخواهيم كشيد و باز هم شما را ناخوشايند خواهد بود؛ زيرا آنچه امروز از جانب ما از آن آسودهايد فردا به آن مشغول خواهيد بود و آسودهتر از اين، براى شما آن است كه ما دو طايفه را رها كنيد و ما و برادرانمان را به حال خود واگذاريد.
يهود بنىقريظه و بنىنضير كه اين پيام را شنيدند و دريافتند كه سخن حقى است، به خزرج خبر دادند چنانكه مىدانيد اوس از ما يارى خواسته، ولى ما هرگز آنان را عليه شما يارى نخواهيم كرد.
خزرجيان گفتند: اگر چنين است، گروگانهايى نزد ما بگذاريد. يهوديان 40 جوان از قبيلۀ خود نزد آنان به گرو گذاشتند و خزرجيان آنان را ميان خانوادههاى طايفه تقسيم كردند و بدينوسيله مدتى نگهداشتند و بعد مردى از بياضه - تيرهاى از خزرج - بهنام عمروبن نعمان البياضى به خويشان خود؛ يعنى تيره بياضه، گفت: پدرانتان شما را در سرزمينى بد قرار دادند؛ در سرزمينى خشك و شورهزار ساكن شديد. به خدا سوگند سر و گردن و تن خود نشويم تا اينكه شما را به خانههاى بنىقريظه و بنىنضير در كنار آب گوارا و نخلهاى نيكو فرودآورم و پس از آن به آنان پيغام داد يا سرزمين ما را تخليه كنيد تا در آنها منزل كنيم يا گروگانهاى شما را مىكشيم.
يهوديان وقتى اين پيام را شنيدند، بر آن شدند كه ترك ديار كنند، ولى كعببن أسد قرظى گفت: اى مردم، در سرزمين خود بمانيد و خزرج را رها كنيد تا گروگانهاى شما را بكشد. بهخدا سوگند اين مشكلى نيست؛ زيرا هريك از شما كه شب با همسرش همبستر شود فرزندى مانند آن گروگانها بهوجود آورد و به اين رأى اتفاق نمودند و به عمرو خبر دادند كه ما منزل و ديار خود را به شما تسليم نخواهيم كرد. هرچه خواهيد با گروگانها انجام دهيد و به پيمانى كه در مورد آنها داريد بينديشيد و آن را پاس بداريد. عمرو و كسانىكه از او اطاعت مىكردند، به گروگانها حملهور شدند و آنها را كشتند، اما عبداللّٰهبن أبىّ كه رييس خزرج و مردى شكيبا بود، از كشتن آنان خوددارى كرد و گفت: اين سركشى و گناه و تجاوز است. نه