142
يثرب:
يثرب، شهرى است در «واحهاى» ، در كنار كوه «سَلْع» ، با مجموعهاى از خانههاى محقّر با ديوارهايى از سنگ و گِل و سقفى از شاخههاى نخل. چون بقيۀ شهرهاى جزيره، نظام اجتماعى بدوىِ قبيلهاى حاكم بود، رييس قبيله از منافع افراد حفاظت مىكرد. اطراف آن را مزارع و نخلستانها تشكيل مىداد و هيچ برج و بارويى كه شهر را از حملۀ دشمن مصون و محافظت كند، وجود نداشت، جز همين مزارع و بساتين كه شرق و جنوب و مقدارى از جنوب غربى را فراگرفته بود و از آنجا كه يثرب شهرى كشاورزى بود و طوايف مختلف در آن زندگى مىكردند، هر طايفهاى براى حفظ اموال خود «حِصن» مانندى داشتند كه به آن «أُطم» مىگفتند و اين براى آن بود كه در درون شهر نيز ميان قبايل و طوايف مختلف درگيرىهايى به وجود مىآمد و در اينگونه موارد، هركس در قلعه و «أُطم» خود از مال و خانوادۀ خود دفاع مىكرد و اندكى از اين استحكامات بهوسيلۀ يهود و ديگران در ناحيۀ غرب و شمال ساخته شده بود تا از يورش دشمنان كه معمولاً از اين ناحيهها به شهر حمله مىكردند، جلوگيرى كند.
قبايلى كه مردم اين شهر را تشكيل مىدادند، عبارت بودند از «اوس» و «خزرج» ، كه سالها بر اين ناحيه مسلط شده بودند و جمعيتى از يهوديان و ديگر قبايل كه در يثرب ولى خارج از آن، به كشاورزى اشتغال داشتند و چون دو طايفۀ بزرگ اوس و خزرج اغلب دچار نزاع داخلى بودند، سعى بر آن داشتند كه با قبايل اطراف و يهوديان همپيمان شوند و از اينرو بنىقريظه و بنى نضير با اوس بودند و بنى قينقاع با خزرج.
تأثير اين پيمانها بيشتر در جنگها آشكار مىشد؛ چنانكه در شرح جنگ «بعاث» خواهد آمد.
مردم يثرب، از جهت اقتصادى بيشتر به كار در نخلستانها و كشت و زرع و اندكى پيشهورى اشتغال داشتند و مناطق مناسب براى كشاورزى بيشتر در اختيار يهوديان بود تا اعراب، چنانكه يهود نيز صنايع زرگرى و اسلحهسازى چون شمشير، زره و نيزه را در اختيار داشتند. اكنون بايد ديد شهرى با اين تركيب ويژه، چگونه پذيراى اسلام شد؛ آنهم بگونهاى كه در مدت زمان اندكى (حدود 17 ماه پس از هجرت) ، توانست قريش را در بدر گوشمالى دهد! عواملى كه موجب گسترش سريع اسلام در يثرب شد را مىتوان در موارد زير خلاصه كرد: