126صداقت و نشانههاى حقانيت و دلايل نبوت آن بزرگوار موجب گرديد، يهود به مكر و حيله دست بزنند و براى خاموش كردن نور الهى و حجتهاى بالغۀ پروردگار، تصميمات ناخوشايندى اتخاذ كنند، لذا به تكذيب و انكار آن حضرت پرداختند و بزرگان آنان، چون مالكبن الصيف، كعببن اشرف، حيىّبن اخطب، حدى بن اخطب و ابو ياسر بن اخطب از پيشگامان اين حركت خزنده بودند. 12. اوج ملاقاتهاى هيأتهاى نمايندگى، پس از بازگشت پيامبر اسلام و رزمندگان مسلمان از منطقۀ تبوك بود و نخستين وفد در اين سال، كه به «سال وفد» معروف گرديد، وفد ثقيف است 2كه پس از حضور و اسلام آوردن اين هيأت، قبايل مختلف، از دور و نزديك مدينه، با انتخاب هيأتهاى نمايندگى از سوى خود به زيارت پيامبر شتافتند و در محضرش با اسلام آشنا شده، ايمان آوردند. اين وفود به ترتيب عبارتند از: وفد بين تميم، وفد بهر، وفد بنىالبكاء، وفد بنى فزازه، وفد عدىبن حاتم، وفد ثعلبةبن سعد، وفد سعيد هذيم، وفد بنى سعد، وفد بنى الحرث، وفد غسان، وفد عامر، وفد ازدجش، وفد عبدالقيس، وفد بنى حنيفه، وفد كنده، وفد كنانه، وفد وائلبن حجر، وفد محارب، وفد الرهامن، وفد نجران، وفد صدف، وفد عبس، وفد عامربن صعصعه، وفد طى. 3در برخى نقلها، وفود ديگرى نيز اضافه شدهاند؛ مانند: وفد سلامان، وفد ازت، وفد زبيد، وفد بجيله، وفد خولان و وفد حمير، 4كه با احتصاب اين وفود، هيأتهاى نمايندگى به 31 هيأت مىرسيد.
3. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مقيد بودند كه به محض اطلاع از ورود وفدى به مدينه، آنها را با احترام مىپذيرفتند و به هنگام خروج هيأتها از مدينه، به ايشان هديهاى مىدادند و نيازهاى آنان را براى بازگشت به وطن خويش برآورده مىكردند. اين موضوع آنقدر مورد تأكيد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بود كه در زمرۀ سه وصيت خود در بستر احتضار، توصيه به اهداى جوايز و هدايا به هيأتهاى نمايندگى را يادآور شده و بر آن اصرار ورزيدند، 5تا آنكه اين سنت كه موجب تأليف قلوب و تكريم بزرگان و اقوام و ملل بود، پس از آن حضرت نيز ادامه يابد.
4. سيرۀ پيامبر اسلام در مواجهه با افرادى كه ايشان را ملاقات مىكردند، در توصيفى كه توسط على عليه السلام در پاسخ به سؤال فرزندش امام حسين عليه السلام عنوان مىنمايد، چنين است:
«كان دائم البشر، سهل الخلق، لين الجانب، ليس بفظ. . . قد ترك نفسه من ثلاث