206كن. متوجه شدم كه چند بخارايى غضب آلود منتظرند. محلّ تعجب است كه به اين اندازه مغاير بين برادرهاى دينى انداخته اند. (سفرنامۀ مخبر السلطنه، انتشارات تيراژه، 1367، ص296) .»
ميرزا داود هم مىنويسد:
«حجاج بخارايى در همان كشتى كه ميرزا داود با هم مىرفتند، از او مذهبش را پرسيدند. او پاسخ داده است كه شافعى است. آنان باور نكردهاند و از او سؤال كشيدهاند.»
وى در جاى ديگرى مى نويسد:
«بعضى از اهل تاتار در كشتى بودند. بعد از احرام قمههاى خود را بسته و تفنگ هاى دولول بردوش انداخته بودند، مثل كسىكه مىخواهد به جنگ برود.
(سفرنامه ميرزا داود وزير وظايف، بهكوشش سيدعلى قاضىعسكر، انتشارات مشعر، 1379، صص87،88) .»
در ميان ازبكها، حجاج قبل از رفتن به حج به مردم «پلوى حج» مىدادند و جشن وسرور بر پا مىكردند. مردم نيز براى وى هدايايى آورده و با جشن و شادى حجاج را بدرقه مىكردند. كسانى كه از سفر حج بازمىگشتند به مدت يكماه لباس اعراب را به تن كرده وگردش مىكردند، مردم نيز احترام زيادى براى او قائل مىشدند. حاجى در بازگشت ازسفر حج، هدايايى را براى اقوام و آشنايان آورده و ميهمانى بر پا مىكردند. يكى از با ارزشترين اين هدايا، آب چاه زمزم بوده است. خانمهايى هم كه از سفر حج برمىگشتند، روسرى سفيد به سر مىكردند.
مردم ماوراءالنهر، جاهايى را كه در نظر شاه مقدس محسوب مىشد، با كعبه مقايسه مىكردند. اين امر نشان مىدهد كه آنان تا چه اندازه نسبت به اين مكان ارزش و احترام قائل بودند. (درويش دروغين، ص 148)
مردم ماوراءالنهر معتقدند رودخانه شيبش كه بستر رود جيحون است، در زمانهاى قديم اززير ديوار بنايىكه قراربود خانۀ كعبه درآن ساخته شود، جريان پيدامىكرد، ازاينرو آنها شهر بخارارا درمقام ومنزلت با مكه ومدينه مقايسه مىكردند (درويش دروغين، ص248) .
وامبرى مىنويسد:
«حاجىها غالباً در كوله پشتى خود دانههايى متبرّك از مكه، خرماى مدينه و نشانههاى ساخت ايران را به همراه داشتند. حجاج مسلمان قبل و بعد از