207حج، اماكن مقدس را نيز زيارت مىكردند. يكى از اين اماكن مزار عبدالخالق در ده فرسخى شهر بخارا و ديگرى مزار قوجه عبدالحق قيجوانى (متوفاى سال 1201) معاصر با دريابند، زمين» مصرف بود. شهرت او در علم رياضى تا امروز محفوظ مانده است (درويش دروغين، ص261) .»
حجاج ماوراءالنهر علاوه بر آنچه در بالا اشاره شد، براى صحت بيماران، گرد صحت و خاك شفا را از مدينه به همراه مىآوردند. (ص257) .
شعرا و علمايى كه از ماوراءالنهر و تركستان به قصد حج حركت مىكردند، در هر حال از آناتولى واستانبول، مركز خلافت نيز مىگذشتند. برخى ازاين شعرا وعلما از آناتولى واستانبول عبور كرده و برخى ديگر به خواست پادشاه در آنجا اقامت مىگزيدند.
اين سفر به منزلۀ پل ارتباطى ميان آناتولى و استانبول با اهالى مناطق تركستان محسوب مىشد. از آنجا كه پادشاهان عثمانى حمايتهاى بىدريغى را از اين افراد بهعمل مىآوردند، در نتيجه علما تركستان در سرزمين عثمانى و خصوصاً در شهر استانبول مىماندند. همچنان كه مشاهده مىكنيم نمونههاى ادبى مشترك زيادى در ادبيات آناتولى و تركستان وجود دارد. يكى از مهمترين اين افراد ملاجامى است.
افرادى از تركستان كه در آناتولى ماندگار شدند
امير سلطان (1368 - 1429 ميلادى)
نامش محمد و لقبش شمسالدين است. پدرش آلپ افندى معروف به اميركولال بوده است. وى بعد از ازدواج با دختر سلطان بايزيد، لقب «امير سلطان» را به خود مىگيرد. او از طريقت كبرويه تبعيت مىكند. بعد از اتمام تحصيلات در بخارا به دنبال يك الهام آسمانى به حج رفته و از آنجا نيز به آناتولى آمد و در آنجا سكنى گزيد.
عبدالقادر جزائرى گويد: بدرالدين محمدبن احمدبن عبدالعزيز بن ماده البخارى رييس حنفيۀ بخارايى در سال 603 از راه بغداد به حج رفت.
(درر الفوائد، درالكتب العلميه، 2002، ص416) .
خندان (م 1426)
وى برادر سيد عمادالدين نسيمى و از اهالى بخارا است. در ايام جوانى و در اثناى حركت به سمت حج، شهرهاى زيادى