181مسجدالحرام بسيار كار دشوارى است.
جمعى به طواف و جمع زيادى به تماشاى كعبه نشستهاند. عدهاى به نماز، گروهى در سعى صفا و مروه، عدهاى در صف استلام حجرالأسود، عدهاى مشغول تلاوت قرآن، سالخوردگان و جانبازانى بر روى ويلچر، در طبقۀ دوم مشغول طوافاند.
چرا ركن يمانى مركز تجمع ايرانيان است؟ چرا صداى نالهها در ركن يمانى بلندتر است؟ شايد براى اين است كه شيعه، شناسنامه و هويت خود را در آنجا مىيابد و از آنجا، قرنها تاريخ را مىكاود و بهياد على عليه السلام، فاطمۀ بنت اسد و ولادت آن حضرت در 13 رجب در خانۀ كعبه مىافتد.
همه در حال قيام و قعود در مسجدالحرام و در گرد خانۀ كعبه هستند. همه فرياد توحيد و برائت از مشركان را سر مىدهند. همه آمدهاند تا در كنگرۀ بزرگ حج، وحدانيت خدا را سردهند. فرق نمىكند كه ايرانى باشد يا يمنى و سودانى و اندونزيايى و مالزيايى و تركيهاى و افغانستانى و چينى و هندى و پاكستانى و. . . همه با نژادها، ملّيتها، زبانها و رنگهاى مختلف يك چيز را مىگويند:
«أَشْهَدُ أَنْ لاإِلَهَإِلااللَّهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُاللّٰهِ» .
در كاروان ما مردى است سالخورده اما سرا پا نشاط به نام حاج احمد مداح، كه 26 بار به سفر حج مشرّف شده است. 9 بار تمتّع و بقيه را عمره. نخستين بار سال 1345 به حج آمده، با سه هزار و پانصد تومان هزينه و به مدت چهل و پنج روز اقامت در سرزمين وحى. از وى پرسيدم از خدا چه خواستهاى كه 26 بار به حج مشرف شدهاى؟ گفت: در دعاى ماه مبارك رمضان، همواره توفيق آمدن به اين سفر را از خدا خواستهام و همچنين ميان مقام و كعبه اين خواسته را هميشه با خدا در ميان گذاشتهام.
امروز صبح، با همراهان براى جمع آورى سنگريزه به اطراف محل سكونتمان رفتيم. قرار است فردا عازم عرفات شويم. عرفات، صحرايى است در شرق مكه در فاصلۀ بيست و يك كيلومترى، بر سر راه طائف. گفتهاند در آنجا آدم و حوا با هم آشنا شدند. در شمال اين اين سرزمين كوهى است كه آن را «جبلالرحمه» يا «جبل عرفات» مىنامند. صحراى عرفات در اين سالها درختكارى شده و هر حاجى بايد از ظهر روز نهم ذىحجه تا غروب شرعى آن روز، در اين صحرا بهقصد قربت وقوف كند.