77إِلاَّ اللَّهُ» كه در قرآن، قبل از ذكر داستان موسى عليه السلام بدون هيچ فاصلهاى از آن، به عنوان اسماى حسنى ياد شده، توسل جسته است؛ كلمۀ طيبهاى كه خداوند با آن كلمه، خود را به موسى شناسانده است و چون اين كلمۀ توحيد است و اساس هستى بر پايۀ توحيد است، هيچ چيزى در جهان همسنگ آن نيست؛ چنانكه در حديث از پيامبر اسلام آمده است كه موسى عليه السلام گفت:
«پروردگارا! چيزى مرا تعليم فرما كه با آن تو را ياد كنم و تو را بخوانم. فرمود: اى موسى، بگو «لاٰ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» ، موسى گفت: خدايا! همۀ بندگان چنين گويند! فرمود: اى موسى، بگو «لاٰ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» موسى گفت: خواستۀ من تعليم چيزى (ذكرى) اختصاصى و ويژه است. فرمود: اى موسى، اگر ساكنان آسمانهاى هفتگانه و ساكنان زمين را در كفۀ ترازويى نهند و كلمۀ «لاٰ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» را در كفۀ ديگر، «لاٰ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» افزونتر است. 1چون موسى عليه السلام با توسل به چنين اسمى از حق، او را خواند و گفت: «پروردگار من! سينۀ مرا برايم گشاده گردان و كار مرا آسان ساز و گره از زبانم بگشا و ياورى از خاندانم برايم قرار ده و. . .» پاسخ آمد: قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى ؛ «اى موسى، هرچه خواستى به تو داده شد.» 2و اين سرّ جملۀ «فَاسْتَجَبْتَ لَهُ» در دعاى طواف است كه چون خداوند را با آن نام - كه از اسماء حسنى است - و عِدل و برابر با تمام هستى است خواند، خداوند همۀ آن خواستهها را برآورده ساخت.
وَ أَلْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةً مِنْكَ:
بعد از آنكه حق تعالى تمام خواستهاى موسى عليه السلام در دعاى خود را به او داد، به يادش مىآورد كه ما باز هم به تو نعمت فراوان دادهايم؛ آنگاه كه بر مادرت آنچه وحى كردنى بود وحى كرديم كه او را در صندوق بيفكن و صندوق را در دريا رها كن كه دريا به ساحلش اندازد و يكى از دشمنان من و دشمنان او صندوق را برگيرد؛ وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي. . . ؛ «محبت خويش بر تو ارزانى داشتم.» 3بدينگونه، فرعون كه صدها و هزاران طفل را به خاطر نابود كردن موسى كشت، عاقبت همان نوزاد را كه زوال ملك وى به دست او بود، در خانه خود يافت و وى را پذيرفت و پرورد و مكر و تدبير وى، موجب رفع و تغيير قضا نشد.
القاى محبّت حق بر موسى، چنان بود كه هركس او را مىديد، دوستش مىداشت و گويا محبت خدايى چنان بر او استوار گشته بود كه هيچ نگاهى به او نمىافتاد مگر آنكه محبت او