76بعد از اين كه موسى عليه السلام به پيامبرى برگزيده مىشود؛ . . . أَنَا اخْتَرْتُكَ. . . 1و خداوند دو معجزۀ عصا و يد بيضا را به او عطا مىكند، فرمان مىدهد: اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى 2و موسى عليه السلام بعد از اين فرمان، رفتن به جانب فرعون را شنيد، براى رويارو شدن با چنان جبار متكبّرى كه خود را در چنان قدرت و شكوهى مىديد كه نداى: . . . أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى 3سر مىداد و از طرف ديگر، قوم بنى اسرائيل در ضعف و اسارت و جهل و انحطاط فكرى به سر مىبردند، موسى عليه السلام دريافت كه رسالت سخت ومشكلات بسيارى در پى خواهد داشت؛ لذا دست به دعا و سؤال از خدا برداشت كه در حل اين مشكلات يارىاش نمايد. پس روشن است كه مقصود از «وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ مُوسَى مِنْ جَانِبِ الطُّورِ. . .» چيست؟
آرى، در اين جانب طور و روبهرو شدن موسى عليه السلام با فرمانى چنين سخت و دشوار، بايد ديد كه موسى عليه السلام با چه نامى خدا را خوانده است؟ روشن است در آغاز، هنگامى كه موسى نداى حق را شنيد، خداوند خود را «ربّ» خواند و فرمود: . . . إِنِّي أَنَا رَبُّكَ 4و همچنين فرمود: إِنَّنِي أَنَا اللّٰهُ لَاإِلَهَ إِلَّا أَنَا. . . . 5لذا طبيعى است كه بايد حضرت موسى عليه السلام خداوند را با همان نامهايى كه حق از خود ياد كرده است، بخواند؛ يعنى بگويد: يا «رَبّ» و يا «لاٰ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» و در گفت وگو و مناجات با حق، در وادى طور، از همان اسم كه حق بر خود اطلاق كرده، بهره بجويد و لذا موسى عليه السلام نيز طبق نقل قرآن از كلمۀ «ربّ» استمداد كرد و گفت: رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي. . . . 6و به كلمۀ «لاٰ إِلَهَ