29حضرت محمد صلى الله عليه و آله از فرزندان اسماعيل مىباشد، مراد از ذبيحين حضرت اسماعيل و پدرش عبداللّٰه خواهد بود.
3. مرحوم طبرسى براى اثبات مطلب، به آيۀ ديگرى تمسك جسته است؛ فَبَشَّرْنٰاهٰا بِإِسْحٰاقَ وَ مِنْ وَرٰاءِ إِسْحٰاقَ يَعْقُوبَ 1در اين آيه، خداوند به ابراهيم دو چيز را بشارت داد؛ يكى اسحاق و ديگرى فرزندى از اسحاق به نام يعقوب و اين بشارت چگونه با امر به ذبح اسحاق سازگار است. 2معناى اين آيه چنين است: اسحاق مىماند و از او يعقوب به دنيا مىآيد و حال آنكه آيۀ مربوط به ذبح مىگويد: ذبيح نمىماند، پس ذبيح غير از اسحاق است.
4. به يقين، كودكى كه به همراه هاجر به مكه برده شد و در ساختن كعبه پدر را يارى كرد و برنامۀ حج را با او انجام داد، حضرت اسماعيل بود و ظاهراً ذبيح هم همين اسماعيل بوده است. حتى بعضى قائلند كه اسحاق اصلاً به مكه نرفته است 3تا اين جريان براى او پيش آمده باشد.
اما در مقابل، از بعضى روايات استفاده مىشود كه ذبيح اسحاق بوده است؛ مانند:
في الكافي، عدّةٌ مِنْ أَصْحابِنٰا: قٰالَ أَبُو الْحَسَن عليه السلام «لَوْ عَلِمَ اللَّهُ خَيْراً مِنَ الضَّأْنِ لَفَدَى بِهِ إِسْحَاقَ» 4و في المجمع روى انه اسحاق. 5اگر در زمان حضرت ابراهيم و حضرت محمد صلى الله عليه و آله طاغوتها و بتها بىجان بودند، اما امروز جان دارند و به قول حضرت امام قدس سره احياگرِ حج ابراهيمى، اينها از آنها بدتر و خطرناكترند.
اين روايات، اولاً مخالف ظاهر آيه است؛ هانگونهكه امام صادق عليه السلام به ظاهر آيه اشاره كردند. ثانياً تعداد اين روايات در مقابل رواياتى كه دلالت دارند ذبيح حضرت اسماعيل است بسيار كمتر مىباشد. ثالثاً اين قول نهتنها مخالف كتاب است، بلكه موافق با تورات مىباشد، 6كه اهل كتاب ذبيح را اسحاق مىدانند. از آنجاكه اهل كتاب خود را از نسل اسحاق دانستهاند، ازاينرو سعى دارند اين امتياز را نصيب خود كنند. بنابراين، احتمال دارد كه اين دسته از روايات، از قبيل اسرائيليات باشد.