30مرحوم صدوق در كتاب «من لا يحضره الفقيه» پاسخ ديگرى دادهاند و آن اينكه: به فرض صحت روايات اسحاق، بايد گفت: ذبيح اسماعيل بود. اما اسحاق آرزو كرد اى كاش مانند برادرش اسماعيل بود و در برابر آن امتحان صبر مىكرد. به خاطر اين آرزو ثواب برادرش را به او دادند؛ «فَسَمَّاهُ بَيْنَ مَلاَئِكَتِهِ ذَبِيحاً لِتَمَنِّيهِ لِذَلِكَ» 112 - مبانى حج ابراهيمى
مراد از حج ابراهيمى، همان حج واقعى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله مأموريت يافت مردم را جهت انجام آن دعوت عمومى كند؛ وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ . 2همان حجى كه دو پيامبر بزرگ الهى مأمور شدند ساحت قدس كعبه را از هرگونه مظاهر شرك و كفر پاكسازى كنند تا طواف كنندگان و زائران خانۀ خدا مراسم حج را صحيح و كامل به انجام رسانند؛ وَ عَهِدْنٰا إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْمٰاعِيلَ أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ الْعٰاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ 3حجى كه هدف از آن زنده كردن اصل توحيد و يكتاپرستى و زدودن هرگونه بت و بتپرستى و مظاهر شرك و كفر است؛ وَ إِذْ بَوَّأْنٰا لِإِبْرٰاهِيمَ مَكٰانَ الْبَيْتِ أَنْ لاٰ تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ. . . . 4از اين رو در كنار خانۀ خدا دست به دعا برداشت و در حق خود و ذرّيهاش دعا كرد؛ وَاجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ اْلأَصْنٰامَ . 5و به عبارت بهتر، فلسفۀ حج ابراهيمى فلسفۀ توحيد در تمام ابعاد زندگى است كه نخستين گام در راه آن، مبارزه با هرگونه شرك و كفر است و حضرت ابراهيم هم در اين راستا با هرچه غير خدا بود، در سخن و عمل مبارزه كرد و براى اثبات توحيد، مأمور شد كانون بىنظير توحيد را بازسازى كند. حج ابراهيمى همان حجى است كه براى قوام جامعۀ بشرى تأسيس شده است؛ جَعَلَ اللّٰهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ قِيٰاماً لِلنّٰاسِ . 6حجّى كه در آن، هرگونه منافع جوامع مسلمين؛ اعم از مادى و معنوى و نيز اجتماعى و سياسى تأمين گردد؛ وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ. . . لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ . 7و از سوى ديگر، فلسفۀ حج ابراهيمى، ديدن صاحب خانه (بَيْتِيَ) 8و اجابت به دعوتى است كه ابراهيم نموده و آمدن نزد ابراهيم (يَأْتُوكَ) 9و رسيدن به نكاتى است كه ابراهيم رسيده و ديدن امورىاستكه ابراهيم شاهد بوده وهمچون ابراهيم آمادۀ قيام در برابر بت