130فاسى نيز موفق به يافتن برخى از آنها نشده است. 1اما فاسى كه از غفلت نويسندگان پيشين در ثبت تاريخ مكه زبان به گله مىگشايد، خود با اهتمامى تمام به اين مهم مىپردازد و دو رشته از تأليفات را از خود برجاى مىگذارد:
نخست، ثبت فضايل و وقايع مكه بوده كه در اين روش بايد او را پيرو شيوۀ ازرقى شمرد كه خود نيز در مواردى فراوان به بهرهگيرى از كتاب او تصريح مىكند.
دوم، ضبط سرگذشت شخصيتهاى مكه، كه او به كارگيرى اين شيوه در بارۀ مكه را از ابتكارات خود به شمار مىآورد.
در بخش نخست، او ابتدا «شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام» را به نگارش در مىآورد و سپس با نام «تحفة الكرام بأخبار البلد الحرام» به تلخيص آن مىپردازد. خلاصۀ كتاب تحفه را با نام «تحصيل المرام من تاريخ البلد الحرام» تأليف مىكند و آن را نيز با نام «هادى ذوى الأفهام الى تاريخ البلد الحرام» چكيده نويسى مىكند و در آخرين مرحله، برگزيدۀ آن را با نام «الزهور المقتطفه من تاريخ مكة المشرّفه» به رشتۀ تحرير در مىآورد. 2از سوى ديگر، در شيوۀ دوم نيز كتاب «العقد الثمين في تاريخ البلد الأمين» را مىنويسد و زندگىنامۀ بيش از 3500 تن از مردان و زنان نام آور مكه را در آن ثبت مىكند. سپس كتاب را با نام «عجالة القرى للراغب في تاريخ امّ القرى» تلخيص مىكند. 3اما چون اين مجموعه، سرگذشتنامۀ شخصيتهاى مكه است، متن الزهور المقتطفه را به عنوان مقدمه به كتاب العقد الثمين مىافزايد:
«و جميع ذلك ملخّص من تأليفي شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام و جعلته أربعين باباً كأصله و سمّيته الزهور المقتطفة من تاريخ مكة المشرفة» . 4فاسى در كنار نقل اقوال گذشتگان، خود به ثبت گزارش معاصران همت مىگمارد و نه تنها با دقتى كامل مشاهدات خويش را بر قلم جارى مىسازد كه حتى گاه به بازآفرينى اندازهگيرىهاى پيشينيان مىپردازد.
«و قد حرّرنا بعض ما حرّره الأزرقي في هذا المعنى» . 5او حتى مىكوشد وجه الجمع اختلافات آنها را نيز به دست آورده، تاريخ خود را به