118براى نمونه ذيل جبل حِرا مىنويسد:
«كوهى است به مكه، بر جانب شمال مغرب و اين كوهى معروف است و آن را جبل محمد صلى الله عليه و آله خوانند.»
در بارۀ كوه ثبير مىنويسد:
«كوهى است كه آن را از منا و مزدلفه بتوان ديد و نزديك راهى كه از خراسان رود.»
و در بارۀ كوه ابو قبيس نويسد:
«كوهى است بر شرقى خانه كعبه، و صفا بر وى باشد.» 1زمانى كه بحث را از مناطق جغرافيايى جهان آغاز مىكند، بحث از ديار عرب را در همان آغاز مىآورد و در توجيه آن مىنويسد:
«و ابتدا كرديم به ديار عرب، كه قبله آنجاست و امّ القرى است و هيچ مملكت ايشان مشارك نيست [ يعنى همه عرب هستند ] و در زمين عرب، هيچ دريا و رود نيست كه كشتى بر آن كار كند. . . و زمين عرب بر مثال جزيره افتاده است و آنچه به گرد آن درآمده است، اكثر دريا است. . . و در زمين عرب، هر ناحيتى قبيلهاى نشيند. نواحى مكه را از جانب مشرق بنوهلال و بنوسعد و بنو هذيل باشند. و از جانب مغرب قبايل مضر، و ميان مكه و مدينه بنوبكربن وائل و بعضى از اين قبايل به حدود طايف. و در باديۀ بصره بنوتميم باشند تا بحرين و يمامه. . . و اكثر زمين عرب، شرقى آن خليج فارس است و غربى خليج قلزم. و جنوبى درياى محيط كه آن خليجات از آن منشعب گشته.» 2وى سپس به وصف شهر مكۀ مكرّمه مىپردازد:
«و مكه از اقليم دويم است. . . صاحب مكه از سادات باشد و لقب او سلطان نويسند و سه طرف آن كوه است و يك طرف آن گشاده. هواى آن در تابستان به غايت گرمى برسد و كوهى بلندتر كه به شهر نزديك است، بوقبيس است و آن كوهى است چون گنبدى گرد بر شرقى مكه افتاده و بر سر كوه بوقبيس ميلى است. . . و در شهر مكه عمارتهاى خوب بسيار كردهاند، اما اكثر آن خراب شده است. . . و مسجد الحرام به ميانۀ شهر مكه كردهاند و