117بنى فيه و كان يسمى في الجاهلية الأمين، لأنّه الركن مستودعاً فيه عام الطوفان و هو الأخشبين.» 1در ذيل عنوان «الجِعرانه» نوشته است:
«الجعرانة: هكذا بسكون العين و خفة الراء، آبار مقتربة، منها أحرم رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و فيها مسجد لرسول اللّٰه صلى الله عليه و آله.» 2اماكنى كه در اين كتاب تعريف شده، به صورت عمده و شايد بيش از هشتاد درصد، متعلق به سرزمينهاى عربى است و همانگونه كه اشاره شد، براى برخى از اين مناطق، جملاتى از شريف مكه كه دوست وى بوده، آورده است. براى نمونه در بارۀ «العمق» مىنويسد:
«قال على: العمق عين بوادي الفرع، و العمق أيضاً واد في آخر يسيل في وادي الفرع يسمّى عمقين و فيه عين لقبيلة من ولد الحسين بن على عليهماالسلام و في ذلك تقول امرأة منهم جلت من بلدها إلى ديار مصر. . .» 3در آخر عنوان القَبَليه و اينكه محلى است ميان مدينه و ينبع، به شمارش وادىهاى آن ناحيه مىپردازد كه از آن جمله تيتد نام دارد. زمخشرى در آنجا مىنويسد:
«و تيتد و هو المعروف بأذينة و فيه عرص فيه النخل من صداق رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله نحلها فاطمة صلوات اللّٰه عليها.» 4حافظ ابرو و ديار عرب
شهابالدين عبداللّٰه خوافى، مشهور به حافظ ابرو (م 832) ، يكى از جغرافىدانان برجستۀ عالم اسلام است كه منسوب به شهر خواف در خراسان مىباشد. وى كه آثار متعددى داشته، نويسندۀ يك اثر جغرافيايىِ بسيار مفصل به زبان فارسى نيز هست و آن به تازگى در سه مجلد در ايران به چاپ رسيده است.
حافظ ابرو در شرح جغرافياى عالم، ابتدا توضيحاتى علمى در بارۀ انواع تقسيمبندىهايى كه بهوسيلۀ جغرافىدانان صورت گرفته آورده و آنگاه شرحى از درياها و كوهها به دست داده و ضمن كوهها، از چند كوه مكه ياد كرده است.