116پنجم، صفت اندرون كعبه (صص112 - 108)
ششم، صفت گشودن درِ كعبه - شرّفهااللّٰه تعالى - (صص114 - 112)
هفتم، عمرۀ جِعرانه (ص114) .
در ادامه، از طول مسيرها سخن مىگويد؛ چيزى كه در ميان كتابهاى جغرافى به «علم منازل» مشهور است. از آن پس، به بيان شرح سفر خود مىپردازد كه به لحاظ مرورش بر بخشهايى از جزيرةالعرب بسيار اهميت دارد.
اما شرح وى در بارۀ مدينه، پيش از گفتارهاى بالاست. اشاره كرديم كه او در سه سفرِ نخستش از مدينه به مكه مىآمده و در يكى از همين سفرهاست كه شرحى از مدينه منورۀ به دست داده است (صص83 و 84) . اقامت ناصر خسرو در مدينه تنها دو روز بوده و به همين دليل آگاهىهايى ارائه شده از سوى وى در بارۀ اين شهر اندك است. او اشاره مىكند كه: وقت تنگ بوده و ناگزير شده كه براى رسيدن به حج، زودتر از شهر بيرون رود. 1همانجا هم باز اشارتى به مسائل حج و مكه دارد.
خلاصه، بايد گفت كه غنىترين بخش سفرنامۀ ناصرخسرو، همين آگاهىهايى است كه در بارۀ حرمين شريفين آورده است.
زمخشرى و جزيرة العرب
ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشرى، مفسّر معتزلى و اديب سرشناس خوارزم (م538) بيشتر به كار تفسير قرآن مىپرداخته و شهرتش در همين راستا است. كتاب «الكشاف» او در تفسير، شهرتى عالمگير دارد. به علاوه، در عربيت، از سرآمدان زبان عربى و لغت شناخته مىشود. وى كه به جاراللّٰه شهرت دارد، با شريف مكه ابوالحسن عُلَىّ بن عيسى بن حمزة بن سليمان حسنى رفاقت داشت. اين رفاقت سبب شد تا يك كتاب جغرافى به صورت الفبايى و بسان كتاب «معجم ما استعجم» بكرى، با عنوان «الجبال و الأمكنة و المياه» نوشت. اين اثر به دليل آنكه در مكۀ مكرمه نوشته شده و به شريف مكه تقديم گرديده و از اطلاعات شريف هم به عنوان شواهد استفاده كرده، بهطور عمده در بارۀ مكانها و كوههاى جزيرةالعرب است.
اولين مدخل اين كتاب «ابوقبيس» است كه زمخشرى در بارۀ آن نوشته است:
«الجبل المشرف على الصفا، يسمّى برجل من مذحج، كان يكنّى بأبي قبيس، لأنّه أوّل من