119كعبه معظمه - شرفها اللّٰه تعالى - در ميان مسجد الحرام است و همه گرداگرد مسجد، شهر نهادهاند و بازار.» 1وى پس در وصف مسجد الحرام سخن گفته و در اين باره، وصف اجزاى مختلف آن و نيز اندازهها به صورت ريز و به احتمال، با استفاده از ديگر آثار جغرافيايى سخن گفته است. 2در بخش بعد «ذكر مناسك» را آورده (صص 206 و 207) آنگاه از «صفت اندرون خانۀ كعبه» سخن گفته (ص 210 - 207) است. وى در اينجا مىنويسد نقشهاى براى مكه كشيده، كه متأسفانه، همانگونه كه مصحح يادآور شده، در نسخههاى خطى موجود اثرى از آن نبوده است (ص211) .
بحث بعدىِ وى در بارۀ مدينه منوره است (صص 21 - 211) كه براى آن هم نقشهاى داشته كه آن نيز از ميان رفته است. از جمله گويد:
«و مدينه نسبت به مكه هوايى خوش دارد و حاكم آنجا شرفايند و ايشان را سلطان گويند.» 3آنگاه از يمامه و جار و جده و طايف و حِجْر و تبوك سخن گفته و شرحى كوتاه براى بسيارى از اماكن شناخته شدۀ ديار عرب آورده است (ص229 - 212) . اين نقاط عبارتاند از:
بطن مرّ، جحفه، جَبَله، خيبر، ينبع، عِرْض، عُشَيره، كوه رضوى، فُرْع، مدينةالجندل، ودّان، تيما، تهامه، زبيد، صنعا، صَعْده، ظفار، شِبام، عَدَن، نجران، حَضْرموت، عمان، يمن، بحرين.
در پايان، فصلى با عنوان «ذكر مسافتهاى ديار عرب» آمده و فواصل ميان مناطق و شهرها بهخصوص راه حج آورده است (صص 233 - 231) .
وقتى به لحاظ زمانى جلوتر آمده و به زمان حال نزديك شويم، منابع تازهاى در ادب ايرانى به دست مىآيد كه براى شناخت ديار عرب بهويژه حجاز اهميت زيادى دارد.
در اين زمينه، درخشانترين دوره، قرن سيزدهم هجرى است كه آثار فراوانى توسط زائران ايرانى در بارۀ حجاز به خصوص حرمين شريفين نوشته شد. در اين زمينه بايد به رسالۀ «الوجيزة فى تعريف المدينه» از ميرزا محمد مهندس اشاره كرد كه در سال 1292 نوشته شده است. 4