111مىشود به معناى روزى است كه زمين از زير كعبه بسط يافت.
براى نمونه در «مسالك و ممالك» ابواسحاق ابراهيم اصطخرى - از شهرهاى فارس - [ كه هم متن كهن عربى دارد و هم متن فارسى شده از قرون نخست هجرى ] بحث با «ديار عرب» آغاز مىشود. در ابتداى وصف ديار عرب آمده است:
«تبرك و تيمّن را ابتدا به ديار عرب و اطراف آن كرده شد، جهت آنكه قبله در آن جايگاه است و آن [ يعنى مكه ] اصل ديههاست و در آن موضع، به غير از عرب، هيچكس متوطن نيست و آن زمين خاصه ايشان راست كه هيچكس را با ايشان شركت نمىباشد.» 1به دنبال آن، وصفى از جزيرةالعرب و اماكن آن آمده و آنگاه شرحى دقيق از مكه و اماكن تاريخى آن به دست داده، سپس به سراغ مدينۀ منوّره رفته و در بارۀ آن شهر نيز توضيحات كافى و وافى داده است.
همين عبارات با اندك تغييرى در «اَشْكال العالم» ابوالقاسمبن احمد جيهانى هم آمده است. 2در «المسالك و الممالك» ابوالقاسم عبيداللّٰهبن عبداللّٰهبن خردادبه (متوفاى 272 يا 300) نويسندۀ كهنترين اثر جغرافيايى مدوّن - با تأكيد بر علم منازل و مراحل - در دنياى اسلام است. 3اين دانشمند ايرانى، همانطور كه از نام جدّ او مشخص است، از خاندانى زردشتى بوده و جدش به اسلام گرويده است.
بحث حجاز، با شرح راه بصره به حجاز، كه راه مورد استفادۀ حجاج بوده، آغاز شده و سپس منازل و مراحل ميان شهرهاى مختلف حجاز و راههاى ارتباطى آن با بلاد ديگر آمده است. در اين بخش، بيشتر توضيحات مربوط به راههاى موجود ميان نقاط مختلف با مكه و مدينه است كه حجاج از آنها استفاده مىكردند. 4از آن جمله، شرحى است كه از مسير هجرت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به دست داده است. 5اهميت دادن به شرح مسير هجرت، نشانگر عشق و علاقۀ وافر دينى او به اين ديار مقدس است. وى توضيحى هم در بارۀ حدود حرم به دست داده است.
همين گرايش در كتاب «صورة الأرض» بن حوقل نيز ديده مىشود؛ مؤلفى عربى و به احتمال، اهل نصيبين، كه كتابش را به سيفالدولۀ حمدانى (م 356) هديه كرده است. وى بحث