41نباشد. مگر اين كلمات را كنايه از يك رشته معانى بداند، در اين صورت ديگر در معانى لغوى به كار نخواهد رفت كه وى مدّعى آن است.
ليكن او (ابن تيميه) با ترفند خاصى مسلمانان را به تجسيم دعوت مىكند و خدا را بر سريرى به نام «عرش» مىنشاند كه از آن نقطۀ بلند، بر جهان مىنگرد!
2. كاستن از مقامات انبيا و اولياى الهى
در مكتب ابنتيميه، پيامبر و اولياى الهى انسانهايى هستند كه همۀ كمالات و مقاماتشان با مرگشان پايان مىيابد! و لذا زيارت و توسّل به آنانرا بدعت دانسته وكارى غير سودمند مىشمارد.
3. تكفير مسلمانان
ابنتيميه مسلمانان را به خاطر توسل به اولياى الهى تكفير كرد و از اين طريق نوعى دو دستگى در ميان آنان پديد آورد، امّا خوشبختانه بر اثر مساعى عالمان زمان، با مرگ او، مكتب او نيز مرد و جز چند نفر از دستپروردههايش، ديگر كسى از او ياد نكرد.
4. بىاحترامى به خاندان رسالت
در سراسر نوشتههاى ابنتيميه نوعى دشمنى با خاندان رسالت به چشم مىخورد.
او پيوسته مىكوشد، فضايل امام على عليه السلام را منكر شود و احياناً او را به خطا در انديشه و رفتار متهم سازد، تا آنجا كه امام على را در هفده مسأله تخطئه مىكند! 1اين چهار ويژگىِ عمومىِ مكتب او است كه مىتواند ما را با واقعيت مكتب و طرز تفكّر او آشنا سازد.
ذكر دلايل اين چهار ويژگى در اين نوشتار نمىگنجد ولى محتويات كتاب منهاجالسنۀ او بر اين چهار ويژگى گواهى مىدهد.
محمد بن عبدالوهاب (1115 - 1206)
يادآور شديم كه افكار ابن تيميه، از همان روزهاى نخست، به وسيلۀ دانشمندان، در بوتۀ نقد قرار گرفت و نقدهاى استوارِ عالمان شامى و مصرى، مكتب او را منزوى و مطرود ساخت، ولى پس از حدود سه قرن و نيم، شخصى به نام محمدبن عبدالوهاب