146كمرنگى، در لابلاى ساكهاى ديگر، كه علامت خورده بودند، رد كرديم.
زيارت مدينه
از فرودگاه جده (كه آن روز در داخل شهر بود) ، بيرون آمديم و براى زيارت مرقد مطهّر پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان بقيع عليهم السلام به سوى مدينۀ منوره حركت كرديم.
بيش از دو روز در مدينه نمانديم؛ چرا كه فرصت براى انجام حج اندك بود و براى پخش اعلاميه هم زمينهاى وجود نداشت.
مسجد النبى صلى الله عليه و آله در آن سال، به همان قسمت قديمى و دو حياط داراى سايبان محدود مىشد و تنها در قسمت بابالسلام فضايى باز با سايبانهايى ساده و ساخته شده از ايرانيت، براى نمازگزاران وجود داشت و ميان باب جبرئيل و بقيع، محلۀ بنىهاشم با خانههاى قديمى و كوچههاى تنگ و تعدادى مغازه به چشم مىخورد.
درِ بقيع براى زائران گشوده مىشد و پنجرهها و ديوارهايش به شكل كنونى نبود.
در سال 1356، اطراف مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله نه وضوخانهاى بود و نه دستشويى. اگر كسى در هتل و يا مسافرخانه نبود، بايد ظرف آبى از صاحبان بشكۀ آب مىخريد و در گوشهاى تطهير مىكرد و وضو مىگرفت.
در آن روز، در چند مترى ما حادثهاى تلخ رخ داد! مسافرخانهاى قديمى كه درهاى چوبى داشت و نزديك مسجد النبى بود آتش گرفت و تعدادى زائر در طبقات مختلف آن سوختند! صحنهاى كه بسيار رنجمان داد. نه براى ما امكان امداد وجود داشت و نه براى ديگران. ماشينهاى آتشنشانى هم پس از سوختنِ زائران رسيدند!
ديگر اماكن زيارتى مدينه؛ مانند مسجد قبا و ذوقبلتين، به شكل توسعه يافته و جديد امروزى نبود. و از ميان آنها، تنها اُحُد و خندق به شكل سابق باقى ماندهاند.
احرام در مسجد شجره
براى اين محرِم شويم و به سوى حرم رويم، به مسجد شجره رفتيم. بسيار كوچك و داراى ساختمانى قديمى بود. پيرامون آن نيز نه دستشويى بود و نه وضوخانهاى! هر كسى بايد براى وضو يا غسل، يك يا دو ريال سعودى به صاحبان بشكۀ آب مىداد و يك حلب كوچك آب مىخريد. در آن زمان، يك ريال سعودى، معادل دو تومان