1223. كتابهاى سفرنامه، تذكره، خاطرات، قصه و داستان
ادبيات سياحتنامه نويسى در دورۀ عثمانى، مانند امروز از رشتۀ علمى بهرهمند نبود و بسيارى از امرا، مأموران، دراويش، تجّار يا سرداران نظامى سفرنامه مىنوشتند.
البته عامّه مردم تمايلى به اين سفرنامهها نداشتند و از آنها استقبال نمىكردند.
اولياء چلبى (1682 / 1093) ، نخستين كسى است كه سفرنامهنويسى به معناى مرسومِ آن را در دورۀ عثمانى باب كرد.
سفرنامۀ وى تنها سفرنامۀ جدى و نخستينِ آنها در آن دوران بود.
پس از آن گرچه سفرنامهنويسى بهتدريج معمول شد، ليكن حجم آن با انتظارى كه از رشد آن وجود داشت، چندان قابل اعتنا نبود. اين در حالى است كه هر سال، هزاران نفر عازم حج مىشدند. شايد به خاطر همين فراوانى، اهميت نگارش سفرنامه در اذهان خطور نمىكرد. حاجى در اين سفر، عضوى از يك مجموعه بود و نمىتوانست انتخاب راه و عمل داشته باشد. به همين دليل، همه چيز تكرارى بود و اين همه تكرار قابل نوشتن نبود.
اشاره شد كه منازل نويسى هم به نوعى سفرنامهنويسى است، جز آنكه تكيۀ آنها روى معرفى منازل است و به هر روى، يكى از شعب سفرنامهنويسى است. در مقدمۀ بحثِ منازل اشاره شد كه هدف آنها جنبۀ كاربردى داشت و نه جنبۀ علمى و ادبى. اين در حالى است كه در سفرنامهنويسى جنبههاى ادبى و بهخصوص همهجانبهنگرى بيشتر ديده مىشود و به همين دليل، بر آنها ترجيح دارد. جنبههاى ادبى بيشتر در سفرنامههاى منظوم ديده مىشد. در آنجا به قالب كار و الفاظ بيش از محتوا اهميت داده مىدادند. اين آثار مورد توجه شاهان و اميران نيز قرار مىگرفت و بهخصوص جاودانهتر مىشد. شايد فوايد مالى هم براى نويسندگانِ آنها داشت.
سفرنامهنويسان، با توجه به جنبۀ دينىِ اين سفر، بُعد مذهبى نيرومندى داشتند، دليل آن هم اين بود كه سفر به حج، يك سفر كاوشگرانه يا ماجراجويانه نيست، اما با اين حال، گاه اهداف سياسى و شخصى و يا علمى و اطلاعاتى را دنبال مىكردند. براى مثال، ممكن بود فتحنامهها، غزانامهها و وقايعنامهها نيز در آنها درج شود. قالب