123«سفرنامۀ چلبى» كموبيش مورد نظر اينان بوده است.
سير سفرنامهنويسى در دورۀ عثمانى هم - مانند ايران - بيشتر به دورهاى مربوط است كه با غرب ارتباط بيشترى داشت.
چنانكه در ايران نيز بيشتر سفرنامهها مربوط به دورۀ قاجارى - آنهم نيمه دومآن - است.
طبق معمول، در سفرنامهها نقل از گذشته هم به صورت قصه و داستان وجود داشت. بسيارى از اين قصهها شرح سفرهاى پيشين است كه به صورت شفاهى از نسلى به نسل ديگر منتقل مىشد و گاه در متون بعدى درج مىگرديد.
گفتنى است در ادبيات امروز تركيه، تعدادى از آن سفرنامهها، به خاطر ويژگىهاى زبانى و غيره، به حروف لاتين چاپ گرديده، در حالى كه نسبت به منازل، با اينكه عددشان بسيار فزونتر از سفرنامههاست، اهميت چندانى داده نشده است.
اصطلاح خاطرهنويسى كه از دورۀ مشروطۀ عثمانى يا اندكى پيش از آن آغاز شده و تحت تأثير برخى از نوشتههاى جديدتر غربى است، اندك اندك جاى سياحتنامهنويسى در حج را مىگيرد و ويژگىهاى كار را در نگارش تغيير مىدهد.
مقايسۀ سفرنامههاى حجّ قاجارى در مقايسه با آنچه در همين دوره، در دانش سياحتنامه در عثمانى نوشته شده، اندك است، اما اگر منازل و غيره را بر آن بيفزاييم، بسيار بيشتر مىشود.
به هر روى، فايدۀ اين سياحتنامهها نيز بسان منازل، آشنا ساختن حجاج با معارف اين سفر دينى بوده است.
تعداد اندكى از اين سفرنامهها در پايان دورۀ عثمانى و در محدودۀ ممالك عثمانى، به عربى نوشته مىشد كه مىتوان به كتابهاى زير اشاره كرد:
- «الرحلة الحجازيه» از محمدبن عثمان السنوسى (1267 - 1316) كه خود ميرآلاى كاروان عثمانى بوده و كتابش در سه جلد به كوشش على الشنوفى در تونس به سال 1396 / 1976 چاپ شده است.
- «الرحلة الحجازيه» از محمد لبيب بتنونى (قاهره، مكتبة الثقافة الدينيه) كه گزارش سفر وى به سال 1327 است. ترجمۀ فارسى اين اثر توسط هادى انصارى (مشعر، 1421) به چاپ رسيده است.
- «الرحلة الحجازيه» از فقيه حافظ محمد يحيىبن محمد المختار الولاتى (م1330 / 1912) كه توسط دارالغرب