112وسيلۀ راه آهن فرستاده مىشد. صره از استانبول به قونيه و از آنجا به حلب، از حلب به شام و از شام به مدينه مىرفت. رفت و برگشت اين سفر با راه آهن، از استانبول تا مدينه و بازگشت به استانبول، سه و ماه و 25 روز طول مىكوشيد. در بارۀ اين دوره، به جز اسناد صره، سفرنامهاى نداريم و خاطرات اندكى از آن باقى مانده است.
بعد از باب شدن سفر با هواپيما، ديگر كسى سفرنامهاى كه در آن ذكر منازل را كرده باشد، ننوشته است!
آثارى كه در بارۀ منازل نوشته شده، سفرنامههايى است كه طى كنندگان اين مسيرها نوشتهاند و هدفشان راهنمايى حجاج بوده است. نام اينگونه كتابها، منازل و يا مراحل است. در اين راههاى طولانى، توقفگاههايى وجود داشت كه كاروان مىايستاد و نويسندگان اين كتابها مطالبى در شرح اين توقفگاهها مىنوشتند.
پس از هر چند توقفگاهى، محلهاى اطراق بوده كه كاروان چندين روز در آنجا مىماند؛ مانند قونيه يا خود دمشق كه گاه از ده روز تا بيشتر، كاروان در آن نقطه مىايستاد تا استراحت كافى كرده و علاوه كاروانهاى محلّى به كاروان اصلى ملحق شوند. اين اطراقگاهها مزكريت بيشترى داشت و به صورت نوعى بازار براى تأمين مايحتاج حجاج نيز عمل مىكرد. به همين دليل، اطراقگاهها، معمولاً جاىهاى معمور وآباد بود. نمونههاى ديگر از اين اطراقگاهها، ازنيق، ادنا، حلب و معان است.
در كتابهاى منازل، آگاهىهاى مربوط به اطراقگاهها بيش از نقاط ديگر است.
بايد توجه داشت كه اصطلاح «منازل» از قديم در كتابهاى جغرافيايى در تمدن اسلامى وجود داشت. در واقع، دانش منزلشناسى كه در اصل برگرفته از سفر حج بود، از ابتدا در درون تمدن اسلامى باليد.
براى مثال سفرنامۀ ناصرخسرو شرح سفر او به حج و سفرهاى حاشيهاى است. اندك اندك شرح منازل و فواصل شهرها و مناطق، جدىتر شد. در فرهنگ عثمانى، كه ادامۀ همان فرهنگ است، حج همچنان موقعيت بالايى داشت و دانش منزلشناسى هم موقعيت ويژۀ خود را دارا بود.
گفتنى است يكى از جهات اهميت منازل، اهميت آنها از ديد بريد و نامهرسانى؛ اعم از دولتى و خصوصى بود. در بسيارى از اين منازل، علاوه بر كاروانسراها، پاسگاههايى براى حفاظت از كاروانها و نيز