32عمرشان نقطۀ پايان بر آن نهند بلكه جاودانگى حيات معنوى و چگونه زيستن با آرمانهاى بلند را مىآموزد، اينها تاريخسازانى هستند كه چرخۀ زندگى فرزندان آدم بر محور وجودشان مىچرخد و اهداف و آرمان حيات را فراتر از آنچه ديگران مىانديشند ترسيم مىكند، به عبارت خلاصه: اينان به بشريت در هر عصر تعلق دارند و بايد جاودانه باشند.
به همين دليل است كه روايات اهلبيت از اين نكتۀ بسيار مهم در فرهنگ حج سخن گفته است. هشامبن حكم فلسفه وجوب حج را از حضرت امام صادق عليه السلام مىپرسد. امام به تشريح اين مطلب پرداخته، ضمن بيان اسرار حج، از زاويههاى گوناگون به اين نكته نيز اشاره مىفرمايد:
«فَجَعَلَ فِيهِ الاِجْتِمَاعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لِيَتَعَارَفُوا. . . وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ يُذْكَرَ وَ لاٰ يُنْسَى» 1«اين كانون جمع فراهم آمد تا مسلمانان از شرق و غرب بيايند و با يكديگر معارفه كنند و آثار و اخبار رسول خدا صلى الله عليه و آله بازشناسى شود و ياد آن بر زبانها بماند و به دست فراموشى سپرده نشود.»
امام صادق عليه السلام در اين روايت چند نكته را در بُعد اجتماعى - فرهنگى حج خاطرنشان مىسازد.
امام صادق عليه السلام: «اين كانون جمع فراهم آمد تا مسلمانان از شرق و غرب بيايند و با يكديگر معارفه كنند و آثار و اخبار رسول خدا صلى الله عليه و آله بازشناسى شود و ياد آن بر زبانها بماند و به دست فراموشى سپرده نشود.»
يك - معارفۀ مسلمانان و تحكيم روابط ايمانى آنها كه در جامعه و فرهنگ و سياست نقش اساسى دارد. بدين جهت جمع زائران بايد جماعتى مرتبط و منسجم و همآرمان باشند، نه جمع پراكنده و جدا از يكديگر.
دو - شناسايى آثار و اخبار مربوط به پيامبر كه بايد در يادها بماند و فراموش نشود و نيز شناختن و شناساندن اين آثار و اخبار، امت را با هويت تاريخى خويش پيوند داده، گذشتۀ پرافتخار را كه زيربناى علم و تمدّن و فرهنگ جهانى اسلام